پرسش: چهار برادر زمینی را به ارث میبرند و آن را به چهار قطعه تقسیم میکنند و هر کدام از آنها قطعی را برمیدارد. یکی از این چهار قطعه در نبشِ [کوچه یا خیابان] قرار دارد و دارای بر است و درنتیجه قیمت بیشتری نسبتبه سه قطعۀ دیگر دارد. آنها توافق کردند برادری که قطعۀ در نبش را برداشتهاست، باید هزینههایی مانند هزینۀ تفکیک و مالیات را بپردازد. برادری که قطعۀ در نبش را برداشته بود شرط را قبول کرد و شرط کرد که اگر هزینههای یادشده کمتر از تفاوت قیمت قطعهها باشد سه برادر دیگر حق اعتراض و برهم زدن معامله را ندارند. سه برادر دیگر نیز به این گمان که هزینههای یادشده بسیار زیاد است، پذیرفتند و برادر بزرگترشان نیز ضمانتشان را کرد. بعد از این قرارها، سه برادر فهمیدند هزینههایی مانند مالیات و… بسیار کمتر از اختلاف قیمت بین قطعۀ در نبش و سه قطعۀ دیگر است و برای همین، از برادرشان مبلغی را مطالبه کردند. اینک: 1. آیا چیزی بر ذمۀ صاحبِ قطعۀ در نبش است؟ با توجه به توافقها و قرارهای گذاشتهشده، آیا برادری که قطعۀ در نبش را برداشتهاست لزوماً باید سهمش را با سهم یکی از برادرها عوض کند یا در صورت عدم تعویض، باید آنها را راضی کند؟ 2. اگر چیزی بر ذمۀ صاحبِ قطعۀ در نبش باشد و لزوماً باید قطعهاش را با برادرهای دیگر تعویض کند یا مبلغی به آنها بدهد، آیا چیزی متوجه برادر بزرگتر است؟ با توجه به اینکه برادر بزرگتر ضامن شدهاست، آیا میتوان گفت او باید متحمل تعویض یا پرداخت مبلغ شود؟
1. قراری که برادرها در میان خود گذاشتهاند مصالحۀ در تقسیم ارث است.
2. اگر طرفهایی که مصالحه کردهاند أ. مالیات و… را تخمین زده و ب. به مبلغی حدودی رسیده باشند و ج. براساسِ رقمِ تخمینی مصالحه کرده باشند در حالی که د. رقم واقعی با رقم تخمینی اختلاف فاحش دارد و بسیار کمتر از رقم تخمینی است بهطوری که ه. اگر طرف مصالحه از رقم واقعی خبر داشت، هیچگاه تن به چنین مصالحهای نمیداد، غبن متحقق شدهاست. به سخن دیگر، در فرض سؤال، سه برادر گمان میکردند رقمی که برای مالیات و… باید پرداخت شود رقمی هنگفت است و براساس گمان خود، چنین مصالحهای را انجام دادهاند در حالی که هزینههای مالیاتی و… بسیار کمتر از حدس و تخمین مصالحهگران بودهاست و اگر سه برادر از هزینههای واقعی مالیات و… آگاه بودند، هرگز تن به چنین مصالحهای نمیدادند. در این فرض، غبن در مصالحه اتفاق افتادهاست.
3. از نظر ما، دیدگاه صحیح این است که غبن در هر نوع معاوضه و معاملهای مطرح است و بنابراین در تقسیمِ زمینِ موروثی، «غبن در صلح» صدق میکند و درنتیجه خیار فسخ ثابت است.
4. اگر صلح را فسخ کنند، [تقسیم ارث باطل میشود و] باید دوباره آن را تقسیم و بر آن صلح کنند.
5. [گذشت که فسخ صلح درصورتی است که طرفهایی که مصالحه کردهاند أ. مالیات و… را تخمین زده و ب. به مبلغی حدودی رسیده باشند و ج. براساسِ رقمِ تخمینی مصالحه کرده باشند در حالی که د. رقم واقعی با رقم تخمینی اختلاف فاحش دارد و بسیار کمتر از رقم تخمینی است بهطوری که ه. اگر طرف مصالحه از رقم واقعی خبر داشت، هیچگاه تن به چنین مصالحهای نمیداد.] اما اگر حدس و گمان آنها با هزینههای واقعی مالیات و… تفاوت فاحش نداشته باشد یا افراد مصالحهگر (برادرها) به رقم واقعی توجه داشته و آن را محتمل میدانستند، [«غبن» صدق نمیکنند] و حق فسخ صلح را ندارند.
6. اگر برادرها بر سر مصالحه با هم اختلاف و نزاع داشته باشند، میتوانند دوباره با هم توافق و مصالحه کنند.
