پرسش: در مباحث مربوط به اعتبار کتابهای مقتلِ متأخر درباره واقعه کربلا بیان کردید که ما دارای «علم اجمالی» نسبت به تراث هستیم و این علم، برای تمام اطراف احتمالی ـ چه محتمل و چه مظنون ـ منجِّز است، بلکه در تنجیزِ ظنونِ واقع در اطراف خود، از ظنّ معتبرِ تفصیلی نیز قویتر است. پرسش این است که حکمِ منجَّزِ ناشی از این علم اجمالی که به تاریخ تعلّق گرفته چیست؟
۱. تردیدی نیست که ما وظیفهای کفایی در زنده نگهداشتن شعائر عزاداری و همدردی با مظلومیتها و ستمهایی که بر آنان رفته است، بر عهده داریم.
۲. تردیدی نیست که یکی از بزرگترین براهین عصمت و امامت آنان بر بشریت، عظمت و فزونی مظلومیت ایشان است؛ و این امر از ادله اعتقادی به شمار میآید، نه صرفاً یک امر تاریخی.
۳. توضیح آنکه مظلومیت و ستمی که بر آنان روا داشته شد، به حدی بود که از طاقت صبر معمول فراتر میرفت و از خلوص و اخلاص رایج نیز پیشی میگرفت؛ با این حال، اراده و عزم آنان در استقامت بر حق سست نشد، تضعیف نگردید و فرو ننشست، با وجود همه فشارهای سهمگین و قدرتهای عظیمی که برای بازداشتن آنان از اصول و ارزشها به کار گرفته شد.
این امر نشاندهنده نهایت خلوص، اخلاص و پایداری آنان در راه خداست و اینکه همه حرکتها و انگیزههایشان دفاع از دین، حفظ و یاری آن، هدایت خلق و حمایت از حق بوده است؛ نه هواهای نفسانی آنان را میکشاند و نه شهوات فریبشان میداد؛ نه اقبال مردم بر عزتشان میافزود و نه پراکندگی مردم از آنان به وحشتشان میانداخت، بلکه عزتشان از عزت خدا و انسشان از رضایت او بود.
۴. افزون بر این، وجوه دیگری از دلالتهای مظلومیت بر حقانیت آنان و اینکه ایشان اهل حق و صراط آن و هدایتکنندگان به سوی آناند وجود دارد؛ چنانکه خداوند متعال در آیات متعددی بیان کرده است که پیشوایان حق و هدایت، مستضعف و مظلوماند و عاقبت و وراثت زمین از آنِ آنان خواهد بود.
۵. همچنین میزان اضطراب، تشنج و حساسیت نیروهای شرّ، ظلم، سرکشی و طغیانِ نظامهای جور نسبت به اهلبیت علیهمالسلام، بازتابدهنده سنگینی، عمق و ریشهدار بودن جایگاه اهلبیت علیهمالسلام در مسیر حق و ارزشهاست
