پرسش: در پاسخ استفتایی دربارۀ حکم سعی در طبقههای مختلف مسعا اینگونه گفتهاید: «نهتنها در طبقۀ اولِ مسعا، بلکه در هر طبقه از طبقات مسعا سعی صحیح است، زیرا ۱. عرفاً مسعا و طبقات مختلف آن در بین دو کوه قرار گرفتهاند و ۲. حضرت نوح نبی (علیهالسلام) بین دو کوه سعی کرد در حالی که آب دو کوه را فرا گرفته بود.» در این باره چند پرسش مطرح میشود: 1. روایات در این باره یکدست و یکسان نیستند و با هم اختلاف دارند. در روایتی، وارد شدهاست: «عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللّهِ (عليه السلام) قَالَ: “سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (عليه السلام) يُحَدِّثُ عَطَاءً قَالَ: كَانَ طُولُ سَفِينَةِ نُوحٍ أَلْفَ ذِرَاعٍ وَ مِائَتَيْ ذِرَاعٍ وَ عَرْضُهَا ثَمَانَمِائَةِ ذِرَاعٍ وَ طُولُهَا فِي السَّمَاءِ مائتين ذِرَاعاً وَ طَافَتْ بِالْبَيْتِ وَ سَعَتْ بَيْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ سَبْعَةَ أَشْوَاطٍ ، ثُمَّ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ”؛ حسنبن صالح از حضرت امام صادق (علیهالسلام) نقل کردهاست که حضرت (علیهالسلام) در گفتوگویی با عطا فرمود: طول کشتی حضرت نوح (علیهالسلام) هزار و دویست ذراع و عرض آن هشتصد ذراع و ارتفای آن دویست ذراع بود. نوح با کشتی، بیتالله را طواف کرد و بین صفا و مروه، هفت شوط سعی به جا آورد و پس از آن، بر روی کوه جودی استقرار یافت (الکافی، ج 8، صص 78 و 79، نشر دارالحدیث).» در روایت دیگری از روضۀ کافی، با همان اسناد گذشته در روایت قبل، چنین نقل شدهاست: «علي عن أبيه عن إبن محبوب عن الحسن بن صالح الثوري عن أبي عبد الله (عليهالسلام) قال: كان طول سفينة نوح (عليه السلام) ألف ذراع ومائتي ذراع وعرضها ثمانمائة ذراع وطولها في السماء ثمانين [ذراعا] وسعت بين الصفا والمروة وطافت بالبيت سبعة أشواط ثم استوت على الجودي؛ حسنبن صالح ثوری از حضرت امام صادق (عليهالسلام) نقل کردهاست که حضرت فرمود: طول کشتی حضرت نوح (عليهالسلام) هزار و دویست ذراع و عرض آن هشتصد ذراع و ارتفاع آن هشتاد ذراع بود. حضرت نوح (علیهالسلام) با کشتی، بین صفا و مروه سعی کرد و هفت بار به دور بیتالله گردید و آن را طواف کرد و پس از آن در کوه جودی استقرار یافت (الکافی، ج 8، ص 283).» روایت دوم با روایت اول در دو چیز سازگار نیست: أ. در روایت اول ابتدا طواف بیتالله و سپس سعی در صفا و مروه ذکر شده است، ولی در روایت دوم عکس آن، اول سعی در صفا و مروه و سپس طواف بیتالله، ذکر شدهاست. ب. ارتفاع کشتی در روایت اول دویست ذراع و در روایت دوم هشتاد ذراع ذکر شدهاست. 2. اگر طول کشتی حضرت نوح (علیهالسلام) هزار و دویست ذراع، حدود ششصد متر، باشد و عرض آن هشتصد ذراع، حدود چهارصد متر، باشد، حرکت کشتی از محدودۀ مطاف خارج خواهد بود. براساس این، چگونه میتوان به حرکت کشتی «طواف» اطلاق کرد؟ 3. بنابر این فرض که حضرت نوح (علیهالسلام) متولی حرکت کشتی و هدایتکنندۀ آن بود، طواف ایشان (علیهالسلام) در حال سواره صحیح و جایز بود، ولی طواف افراد دیگری که در کشتی و همراه ایشان بودند، صحیح نبود، زیرا طواف آنها طواف مباشر نبود [و خود آنها به طواف نپرداختند]، بلکه طواف بهوسیلۀ حرکت کشتی محقق شد. [به سخن دیگر، دیگران طواف نکردند، بلکه حضرت نوح (علیهالسلام) با راندن کشتی، آنها را طواف داد و طواف دادن چیزی مجزا از طواف کردن است.] طواف دادن کسی یا طواف از طرف کسی فقط در حال عجز و ناتوانی و اضطرار صحیح و جایز است. 4. در کتاب عللالشرائع، تألیف شیخ صدوق (رحمةاللهعلیه)، در بیان علت تسمیۀ کعبه به «بیت عتیق» آمدهاست: «وإنما سمي البيت العتيق لأنه أعتق من الغرق؛ بیتالله از این رو “بیت عتیق” نامیده شدهاست که از غرق شدن در امان است». براساس این روایت، چگونه سعی و طواف حضرت نوح (علیهالسلام) با کشتی ممکن است؟
1. بنابر هریک از اندازههای ذکرشده در دو روایت، حضرت نوح (علیهالسلام) با کشتی و بر فراز دو کوه طواف کرد.
2. بزرگتر بودن طول کشتی از فاصلۀ بین صفا و مروه اشکالی ندارد و با سعی بین آن دو ناسازگار نیست. ابتدای کشتی در ابتدای صفا قرار میگیرد و حرکت را آغاز میکند و وقتی آخر کشتی از مرز و نهایت مروه رد شود، یک شوط به جا آورده میشود.
3. طواف حضرت نوح (علیهالسلام) و کسانی که همراه ایشان بودهاند با رعایت شرایطی صحیح است. اگر حضرت نوح (علیهالسلام) و کسانی که همراه ایشان بودند احرام و سپس نیت طواف کرده باشند، طوافشان صحیح است، زیرا احرامشان و سوار کشتی شدنشان اختیاری بود، نه قهری و بدون اختیار. این مورد قابلمقایسه است با وسایل نقلیۀ امروزی و سوار شدن به آن وسایل برای به جا آوردن سعی بین صفا و مروه، مانند حرکت از فرودگاههای امروزی.
4. شاید مراد از روایتِ «وإنما سمي البيت العتيق لأنه أعتق من الغرق» برتر بودن کعبه از غرق شدن باشد و این معنا با نقطۀ مرکزی طواف بودنِ کعبه منافی نیست. براساس این معنا، مراد روایت مرتفع بودن مسجدالحرام یا مسعا نیست.
5. ما برای این فتوا (نهتنها در طبقۀ اولِ مسعا، بلکه در هر طبقه از طبقات مسعا سعی صحیح است) به یکی از ادلۀ جواز طواف در ارتفاعی بالاتر از دیوارهای کعبه استناد کردیم و علاوه بر آن، به یکی از ادلۀ جواز رمی جمرات از بالا استناد کردیم، اعماز اینکه بالا بودن بهلحاظ موقعیت و جایگاه رمیکننده باشد یا بهلحاظ هدف و چیزی که رمی میشود.
