جدیدترین استفتائاتآیا ازدواج موقت (متعه) با زن سنی مذهب جایز است، با علم به اینکه به او اطلاع داده می‌شود که این ازدواج موقت است و نه ازدواج متعه؟ و اگر این زن ۴۵ سال سن دارد و با برادرش زندگی می‌کند در حالی که پدرش در خانه دیگری زندگی می‌کند، و این زن خودش را اداره می‌کند، مسافرت می‌رود و خرید و فروش می‌کند بدون اطلاع پدرش، آیا دخول با او جایز است؟سلام علیکم در جلد ۵۶ بحارالانوار باب خلفا و وزراء المهدی ۴ تا روایت هست که بعد از امام زمان ۱۲ تا مهدی می‌آیند ، نظر آیت الله سند (دام ظله) درباب این روایات چیست؟در مناطقی از لبنان و سوریه و مصر بازی‌ای وجود دارد که اسم آن «تخته‌نرد» است، ولی تاس آن با تاس تخته‌نرد‌های معمولی که در روایات نیز تحریم شده‌است تفاوت دارد. هر‌چند تاس این تخته‌نرد شبیه به تاس تخته‌نرد‌های معمولی است، از تاس تخته‌نرد‌های معمولی خیلی کوچک‌تر است. بیش‌تر مردم برای سرگرمی، نه برای قمار، این بازی را انجام می‌دهند. اینک پرسش این است که آیا این بازی با شرحی که گذشت و برای سرگرمی، نه قمار، جایز است؟به مالی خمس تعلق گرفته‌است و هنوز خمس آن پرداخت نشده‌است. اینک آیا، قبل از این‌که خمس آن پرداخت شود، می‌توان در چهار‌پنجم آن تصرف کرد؟در زیارت جامعۀ کبیره وارد شده‌است: « مؤمن بإيابكم ، مصدق برجعتكم». یعنی به بازگشت شما ایمان دارم و به رجعت شما باور دارم. مقصود از «ایاب» و «رجعت» چیست و چه فرقی با هم دارند؟زنی عمل جراحی کرده‌است و پس از عمل، دائماً [از رحم] خون‌ریزی دارد. حکم او [برای نماز و…] چیست؟ آیا باید تیمم کند؟

الخلق والمعاد والقضاء والقدر

تعداد پرسش‌ها: ۱۲

۱

اعتقادی›عقاید›الخلق والمعاد والقضاء والقدر

پرسش: من روایات زیادی را در‌بارۀ رجعت خوانده‌ام، ولی روایتی در‌بارۀ رجعت کردن حضرت محسن (علیه‌السلام) ندیده‌ام. آیا ایشان از جملۀ افرادی هستند که در رجعت، باز به دنیا بر خواهند گشت؟

پاسخ:

1. رجعت مختص‌به مؤمنان یا مسلمانان نیست و همۀ انسان‌ها را شامل می‌شود. هر انسانی که مرده باشد یا به قتل رسیده باشد در رجعت به دنیا بر خواهد گشت.
2. آن‌چه در میان بزرگان امامیه مشهور شده‌است این است که افرادی که مؤمن محض یا کافر و مشرک محض باشند، در رجعت به دنیا بر‌می‌گردند در حالی که رجعت مختص‌به دو دستۀ گفته‌شده نیست و عام است و همۀ افراد را شامل می‌شود.
دلیل قول مشهور علما وجود روایاتی مستفیض در این باب است که ظهورِ [بدوی و اولیۀ] آن‌ها موهم همین برداشت است در حالی که دستۀ دیگری از روایات این روایات را تبیین و تفسیر و مراد از «مؤمن محض» یا «کافر محض» را روشن می‌کنند. این دسته از روایات گویای این هستند که اصل رجوع به دنیا مقید به قید «ایمان محض» یا «کفر محض» نیست و رجعت مؤمنان محض و کافران محض برای حساب و کتاب است.
3. سخن ما با روایاتی که در‌بارۀ عالم قبر وارد شده‌است قابل‌مقایسه است. بر‌اساس روایات، به اعمال کسی در قبر حسابرسی نمی‌شود مگر این‌که فردی محض و خالص (ایمان محض یا کفر محض) باشد. روشن است که اصل وجود قبر و دفن افراد در قبر موضوع این روایات نیست و این روایات فقط حسابرسی در قبر را بیان می‌کنند.
4. حضرت محسن (علیه‌السلام) و امثال ایشان از افراد برگزیده و در مرتبۀ دوم برگزیدگی هستند و در حکومتِ [حق‌گسترِ] ائمه (علیهم‌السلام) بعد از رجعت منصب و جایگاه خواهند داشت

WhatsAppTelegramایمیل#3026
۲

اعتقادی›عقاید›الخلق والمعاد والقضاء والقدر

پرسش: آیا اعتقاد و اقرار به حیات برزخی از ضروریات دینی است؟

پاسخ:

اعتقادات تقسیم می‌شوند به:
1. اساس‌ها؛
2. اصل‌ها؛
3. ضروری‌ها؛
4. یقینی‌ها و قطعی‌ها؛
5. ظنی‌ها به ظن معتبر.
هر‌یک از موارد پنج‌گانه گاهی به‌لحاظ اسلام ظاهری مطرح می‌شود و گاهی به‌لحاظ اسلام واقعی و باطنی که همان اسلام و ایمان حقیقی است.
بنا‌بر آن‌چه گذشت، اساس‌ها همان چیزی است که داخل شدن در دایرۀ اسلام (ظاهری یا واقعی) به آن‌ها بستگی دارد، مانند اقرار به شهادتین نسبت‌به اسلام ظاهری و مانند شهادت‌های سه‌گانه نسبت‌به ایمان و اسلام حقیقی.
اصل‌ها چیز‌هایی هستند که با انکار آن‌ها، شخص از اسلام ظاهری یا اسلام حقیقی خارج می‌شود، مانند معاد که انکار آن منجر به خروج از اسلام ظاهری است و مانند ولایت که انکار آن موجب خروج از ایمان و اسلام حقیقی است.
ضروری‌ها چیز‌هایی هستند که دلایل قطعی و یقینی بر آن‌ها دلالت دارند و محقق متأمل آن‌ها را در شریعت، به‌صورت یقینی و قطعی، ثابت‌شده می‌یابد، مانند وجوب نماز و وجوب روزه و وجوب دیگر ارکان فروعات. اصل نماز و روزه و… ارکان‌الفروع‌اند و رکن‌الفرع رکن است، نه فرع.
هر‌چند همۀ ضروری‌ها با دلایل قطعی و یقینی اثبات شده‌اند، دارای مراتب مختلف و متعدد‌ند و هر مرتبه آثار مختص به خود را دارد. برای همین، مانند عده‌ای از بزرگان متقدم، ما نیز در احکام ضروری‌ها به تفصیل قائل شده‌ایم.

WhatsAppTelegramایمیل#3064
۳

قرآن و حدیث›قرآن و حدیث›تفسیر

پرسش: خداوند سبحان می‌فرماید: «وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا؛ ترجمه: و هرکس فرد با‌ایمانی را از روی عمد، به قتل برساند مجازاتِ او دوزخ است در‌حالی که جاودانه در آن می‌ماند و خداوند بر او غضب می‌کند و او را از رحمتش دور می‌سازد و عذاب عظیمی برای او آماده ساخته‌است (سورۀ مبارکۀ نسا، آیۀ شریفۀ نود و سه، ترجمۀ مکارم شیرازی).» بر‌اساس این آیه، کسی که مؤمنی را بکُشد اهل آتش و در آتش جاودانه و ماندگار است. این آیه مطلق و عام است و همۀ افراد بشر را در هر حالی شامل می‌‎شود، اعم از این‌که قاتل از کردۀ خود پشیمان شود و توبه کند یا نه. از سوی دیگر، به‌حسب مبانی فقهی، کسی که مؤمنی را می‌کُشد کافر محسوب نمی‌شود. اینک سؤال این است که آیا کسی که مؤمنی را کُشته و از کردۀ خود پشیمان و نادم شده و توبه کرده و دیۀ مقتول را پرداخت کرده‌است، از مصادیق آیۀ شریفه است؟

پاسخ:

1. از اهل‌بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السلام) وارد شده‌است که مراد از «خلود و ماندگاری در آتش» بیان جزای کسی است که مؤمنی را به‌خاطر عداوت و دشمنی با ایمان او، بکُشد.
2. بنا‌بر‌این کسی که به‌خاطر نزاع‌های دنیوی مؤمنی را می‌کُشد به عقوبت خود خواهد رسید، ولی مصداق این آیه نیست و این آیه چنین فردی را شامل نمی‌شود.

WhatsAppTelegramایمیل#3083
۴

اعتقادی›عقاید›الخلق والمعاد والقضاء والقدر

پرسش: در‌بارۀ مسئلۀ قبر و سؤال و جواب در عالم قبر وارد شده‌است که فقط از افرادی که مؤمن محض یا کافر محض بودند سؤال می‌شود و دیگران مورد‌سؤال قرار نمی‌گیرند. آیا این روایت یا روایات صحیح است؟ نظر شما در این باره چیست؟

پاسخ:

1. این مضمون نه فقط در یک روایت، بلکه در روایات مستفیض وارد شده‌است.
2. «محض» دو معنی دارد و هم در بالا‌ترین مرتبۀ شیء استعمال می‌شود و هم در پایین‌ترین مرتبۀ شیء و در این روایات ادنی‌المراتب (پایین‌ترین مرتبه) مراد است، نه اعلی‌المراتب.

WhatsAppTelegramایمیل#3107
۵

اعتقادی›عقاید›الخلق والمعاد والقضاء والقدر

پرسش: من سخنرانی‌ها و دروس شما رو گوش داده‌ام و در کتاب‌های شما تتبع کرده‌ام، ولی پاسخ برخی پرسش‌ها را نیافته‌ام یا به برداشت خود اطمینان ندارم و برای مزید اطمینان می‌پرسم که آیا در عالم برزخ نیز تکلیف وجود دارد و انسان در آن عالم نیز، مثل عالم دنیا، مکلف است؟ آیا در عالم برزخ، مثل عالم دنیا، نیز تکالیفی مانند نماز و روزه وجود دارد؟ امید داریم در این باره ما را راهنمایی کنید و دلایل دید‌گاهتان را نیز بگویید.

پاسخ:

1. تکالیف دینی و شرعی، هم در عالم برزخ و هم در رجعت و هم در عالم برزخ بعد از رجعت وجود دارد و انسان در این عوالم نیز مکلف است و باید به وظائف و تکالیف دینی و شرعی عمل کند. تکالیف دینی و شرعی تا روز قیامت، تا نفخ صور، ادامه دارد و بعد از نفخ صور، شریعت تمام می‌شود و فقط وظائف دینی می‌ماند.
2. [بین شریعت و دین و بین تکالیف شرعی و وظائف دینی تفاوت وجود دارد.] وظائف دینی همواره وجود دارد و از‌بین نمی‌رود. این وظائف در قیامت کبری و در بعد از قیامت، حتی در بهشت و جهنم، وجود دارد.
3. سخن یاد‌شده (وجود وظائف دینی) در عوالم قبل از دنیا نیز صادق است. [وظائف دینی در عوالم قبل از دنیا نیز وجود داشته‌است.]
4. «شرع» در لغت به معنای ابتدا کردن و شروع کردن است در حالی که «دین» به معنای نظام ارتباط بندگان با خداوند است.
5. خصوصاً که دین بیش‌تر از امور اعتقادی همراه با ارکان تشکیل شده‌است و عقیده و اعتقاد نه به جن و انس اختصاص دارد و نه به دار دنیا. اعتقاد برای ملائکه و در عالم ملائکه وجود دارد و بالا‌تر از این، برای همۀ مخلوقات الهی مطرح است.
6. [آیات زیادی به شعور مخلوقات و معتقد بودن آن‌ها اشاره دارد.] خداوند در سورۀ مبارکۀ اسرا، آیۀ شریفۀ چهل و چهار، می‌فرماید:
«تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبعُ وَالأَرضُ وَمَن فيهِنَّ وَإِن مِن شَيءٍ إِلّا يُسَبِّحُ بِحَمدِهِ وَلكِن لا تَفقَهونَ تَسبيحَهُم إِنَّهُ كانَ حَليمًا غَفورًا
ترجمه: آسمان های هفتگانه و زمین و هر کس که در آنهاست، او را تسبیح می گویند، و هیچ چیزی نیست مگر این‌که همراه با ستایش، تسبیح او می گوید، ولی شما تسبیح آن‌ها را نمی فهمید. یقیناً او بردبار و بسیار آمرزنده است (سورۀ اسرا، آیۀ 44، ترجمۀ انصاریان).»
7. در ارشاد‌القلوبِ دیلمی، از امیر مؤمنان، حضرت علی (علیه‌السلام)، نقل شده‌است که حضرت فرموده‌است برزخ جایی در روی زمین است. در روایتی دیگر از حضرت امام صادق (علیه‌السلام) در‌بارۀ برزخ پرسیده‌اند و حضرت با اسم اشاره، به مکانی خاص اشاره فرموده‌است. البته روایات در این باره مستفیض، بلکه متواتر است و فقط به دو یا چند روایت محدود نیست. روایات مستفیض و متواتر بر این دلالت دارد که 1. عالم برزخ ما‌دون آسمان اول است، نه بر‌تر و بالا‌تر از آن و 2. عالم برزخ آخرت ابدی نیست و فقط آخر عالم دنیا و پایان آن است.

WhatsAppTelegramایمیل#3175
۶

اعتقادی›عقاید›الخلق والمعاد والقضاء والقدر

پرسش: من در‌بارۀ تناسخ و دید‌گاه‌ها و داستان‌هایی که در آن باره وجود دارد، سؤال دارم. برخی افراد ادعا می‌کنند که قبل از زندگیِ فعلی‌شان، زندگیِ دیگری داشته‌اند، زندگیِ دیگر با بدن دیگر و با اسم و رسم و دیگر!! این افراد ادعا دارند زندگیِ قبلیِ خود را به یاد دارند و جزئیات وقایع و حوادثِ زندگیِ قبلی‌شان را می‌دانند!! مسئلۀ عجیب در این باره این است که این افراد می‌گویند در زندگی قبلی فلان شخص بوده‌ام، یعنی روحم در فلان بدن با فلان اسم و رسم حلول کرده بود. این افراد داستان‌هایی از زندگی قبلی‌شان تعریف می‌کنند که با زندگی و وقایع زندگی آن شخص هم‌خوانی و تطابق دارد!! نظر شما در این باره چیست؟! آیا ممکن است ادعای این افراد درست باشد؟! اگر ادعای این‌ها درست نیست، این داستان‌ها و نقل‌ها را چگونه توجیه می‌کنید؟!

پاسخ:

1. به ضرورت دین، تناسخ باطل است. تناسخ مستلزمِ ردِ هویتِ شخصی افراد و مستلزم رد و انکار معاد و روز حساب و جنت و جحیم است.
2. ادعای آن افراد از روی هوا و هوس و به‌خاطر فریفته شدن به متاع دنیوی است. این سخنان ادعا‌هایی بی‌دلیل و بی‌مدرک است و به‌هیچ‌وجه صحیح نیست.
3. نظریۀ تناسخ [مسئله‌ای نو‌ظهور نیست و] از قدیم‌الأیام مطرح بوده‌است. این نظریه در جوامع و مذاهب غیر‌توحیدی و در نزد ملل مشرک و افرادی که روی‌کرد‌هایِ باطنیِ غیر‌دینی و غیر‌توحیدی داشتند مقبول بوده‌است.
4. آن‌چه در شریعت الهی مطرح است، مسئلۀ «رجعت» است. رجعت با تناسخ تفاوت دارد. در رجعت، خود شخص، با هویت خودش، از قبر و نه از رحِمِ مادر و صلب پدر، به دنیا باز خواهد گشت. برای مثال، ما‌جرای حضرت عُزَیر رجعت بوده‌است. خداوند تبارک و تعالی جانِ حضرتِ عزیر را گرفت و او به مدت صد سال مُرد. سپس خداوند او را زنده کرد. آن‌چه برای حضرت عزیر رخ داد و داستان‌های مشابه آن که در قرآن کریم آمده‌است، مصادیقی برای رجعت است.
5. هویتِ شخصیِ هر کسی در همۀ عوالم محفوظ است و هیچ‌گاه یک شخص هویت خود را از دست نمی‌دهد و شخصی دیگر نمی‌شود. هویتِ شخصیِ هر کسی در عوالم طین و اظلّه و اشباح و میثاق و ذر محفوظ است.

WhatsAppTelegramایمیل#3297
۷

اعتقادی›عقاید›الخلق والمعاد والقضاء والقدر

پرسش: نظر شیعه در مورد مسئله حبط چیست؟ آیا طاعاتی وجود دارد که گناهان را از بین ببرد و گناهانی که طاعات را نابود کند؟

پاسخ:

در میان علما مورد اختلاف است، اما طبق ادله صحیح، امکان و وقوع هر دو حالت وجود دارد.

WhatsAppTelegramایمیل#3375
۸

اعتقادی›عقاید›الخلق والمعاد والقضاء والقدر

پرسش: شیعه امامیه مفهوم «عدل الهی» را در پرتو ابتلائات و رنج‌هایی که افراد دارای ناتوانی جسمی (مانند نابینایی، لنگی و دیگر عاهات مادرزادی) متحمل می‌شوند، چگونه تفسیر می‌کند؟

پاسخ:

ابتلاء و رنج به اشکال مختلف چیزی جز امتحان برای بنی‌آدم نیست؛ چه برای خود فرد مبتلا و چه برای دیگران در برابر او. حکمت‌های امتحانات الهی متعدد است که عقل محدود بشر به آن احاطه نمی‌یابد. زندگی انسان ابدی در دنیا نیست، بلکه دنیا حیاتی موقت و بسیار کوتاه است. زندگی جاودانه و بی‌پایان همان حیات آخرت و سرای جزا است.

نکته دیگر این است که ارزش انسان به شکل و رنگ او نیست، بلکه به اخلاق نیکو، پاکی کردار و درستی اعتقادات اوست.

در حدیثی آمده است:
حضرت موسی (علیه‌السلام) از خداوند خواست که ولی‌ای از اولیائش را در شهری به او معرفی کند. خداوند به او وحی کرد: آن مرد همان نابینا و ناتوانی است که چند عضو بدنش معیوب است. موسی (ع) از او پرسید: آیا از خداوند راضی هستی؟ آن مرد پاسخ داد: بلی، اگر میان من و پروردگارم خصوصیتی نبود، مرا به این ابتلاء ویژه گرفتار نمی‌کرد.

این سخن سبب شد تا میان آن مرد و پروردگارش محبتی ویژه پدید آید.

WhatsAppTelegramایمیل#3475
۹

اعتقادی›عقاید›الخلق والمعاد والقضاء والقدر

پرسش: آیا در بهشت راهِ ترقّی و پیشرفت وجود دارد؟ آیا آیات و روایاتی در این‌باره داریم؟

پاسخ:

بله، ترقّی و تکامل در مراتب بهشت همواره وجود دارد؛ زیرا آیه‌ی شریفه‌ی

«لَهُمْ مَا يَشَاؤُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ»
(ق/٣٥)
به صورت عام، شامل تکامل و ارتقاء درجات نیز می‌شود.

همچنین آیه‌ی

«وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ»
(توبه/٧٢)
بیانگر آن است که میان مراتب کمال در بهشت تفاوت و ترقّی وجود دارد، و رضوان الهی بالاتر از نعمت‌های مادی و محسوس است.

در بهشت، گرچه شریعت و تکلیف به معنای دنیوی وجود ندارد، امّا دین و روح عبودیت همچنان جاری است، و مقتضای آن، حرکت در مسیر کمال و قرب بیشتر به خداوند است.

در برخی روایات نیز آمده است که برخی از اهل بهشت در «دریاهای نور» غوطه‌ور می‌شوند، و پس از مدّت‌های طولانی، از آن حالت بیرون می‌آیند،
در حالی‌که احساس می‌کنند لحظه‌ای بالاتر از همه نعمت‌های بهشت را درک کرده‌اند.

WhatsAppTelegramایمیل#3493
۱۰

اعتقادی›عقاید›الخلق والمعاد والقضاء والقدر

پرسش: شخصی که عقل ندارد، اگر بمیرد چگونه مورد حساب قرار می‌گیرد؟ و آیا وارد بهشت می‌شود

پاسخ:

۱. در قبر و برزخ از او صرف‌نظر می‌شود تا عقل و علمش به کمال برسد، سپس یا در برزخ یا در عوالم قیامت مورد امتحان قرار می‌گیرد.

۲. این امر بستگی به موطنی دارد که کمال عقل و علم او در آن تحقق پیدا می‌کند.

۳. حالِ همه مستضعفان از نظر فکری و علمی نیز همین‌گونه است.

۴. بنابراین، وارد بهشت نمی‌شود مگر پس از آنکه در امتحان موفق گردد.

۵. بله، قصور و استضعاف فکری و علمی درجاتی دارد؛ ازاین‌رو در اموری که در آن‌ها قاصر یا از نظر علمی یا فکری ضعیف است، از محاسبه او صرف‌نظر می‌شود.
اما در اموری که احکام بدیهی عقل، مانند زشتی ظلم و نیکی عدالت، و همچنین امور فطری در آن‌ها برای او تکامل یافته است، از او صرف‌نظر نمی‌شود بلکه در همان‌ها مورد حساب قرار می‌گیرد.

۶. پس حساب برای هر شخص امری نسبی است، با توجه به تفاوت درجات ادراک او از حیث قوت و ضعف، و نیز با توجه به موطن‌ها و عوالم مختلف.

WhatsAppTelegramایمیل#3572
۱۱

اعتقادی›عقاید›الخلق والمعاد والقضاء والقدر

پرسش: آیا روح در داخل بدن انسان است یا خارج از بدن و احاطه‌کننده آن؟ و آیا روح بخاری است یا خونی؟ و آیا با قطع شدن بخشی از بدن، بخشی از روح نیز قطع می‌شود یا نه؟

پاسخ:

۱. روح دارای طبقات و درجات است و بر جسم لطیف اطلاق می‌شود؛ به‌گونه‌ای که هرچه لطیف‌تر می‌شود یا برعکس، تا جایی که به صورت «روح بخاری» درآید که همان جسم لطیفِ غیرقابل رؤیت است.

۲. و این، جسم دوم ما در دنیا به شمار می‌آید.

۳. جسم برزخیِ لطیف‌تر که «روح برزخی» نامیده می‌شود، در هنگام مرگ از آن دو جدا می‌گردد.

۴. و مرگ برای ما عبارت است از دو مرگ و دو جدایی:
جدایی روح برزخی از هر دو بدنِ مرئی و غیرمرئی.

۵. اما «نفسِ سائلِ دَمَوی» اشاره به پیدایش و تولد روح بخاریِ انرژی‌گونه از منشأهای خونی دارد.

۶. و اما جدا کردن و قطع بخشی از بدنِ کثیف (مادی)، مستلزم از کار افتادن بخشی از بدن لطیف و عضوِ متناظر با آن است.

WhatsAppTelegramایمیل#3573
۱۲

اعتقادی›عقاید›الخلق والمعاد والقضاء والقدر

پرسش: در زیارت جامعۀ کبیره وارد شده‌است: « مؤمن بإيابكم ، مصدق برجعتكم». یعنی به بازگشت شما ایمان دارم و به رجعت شما باور دارم. مقصود از «ایاب» و «رجعت» چیست و چه فرقی با هم دارند؟

پاسخ:

1. «ایاب» غالباً در‌مورد معاد استعمال می‌شود، هر‌چند گاهی نیز در معنای رجعت به کار می‌رود.
2. همان‌طوری که «معاد» غالباً در‌مورد قیامت کبری (رستاخیز) استعمال می‌شود، هر‌چند گاهی نیز در معنای رجعت به کار می‌رود.
3. همان‌طوری که «رجعت» غالباً در‌مورد بازگشت به این دنیا استعمال می‌شود، هر‌چند گاهی نیز در‌مورد قیامت کبری (رستاخیز) و گاهی هم در‌مورد ظهور حضرت ولی عصر (عج‌الله‌فرجه) به کار می‌رود.
4. همان‌طوری که «ظهور» غالباً در‌مورد خروج و ظهور و نهضت حضرت ولی عصر (عج‌الله‌فرجه) استعمال می‌شود و گاهی هم در‌مورد رجعت به کار می‌رود.
5. «قیامت» غالباً در‌مورد معاد استعمال می‌شود و گاهی هم در‌مورد رجعت و گاهی هم در‌مورد مرگ به کار می‌رود.
حاصل این است که هر‌یک از عناوین یاد‌شده دارای معنایی خاص هستند که معانی آن‌ها متقارب و نزدیک به هم است و در برخی از حیثیت‌ها و جهت‌ها مشترک هستند.

WhatsAppTelegramایمیل#3737

ارسال استفتاء