پرسش: 1. آیا مقلد میتواند بهطور کلی از تقلیدِ میت دست بردارد و در همۀ مسائل از مرجع زنده تقلید کند؟ 2. وقتی فقیهی که خود را اعلم و جایزالتقلید میداند و رساله میدهد، آیا به این معنی است که اعلمیت دیگران را قبول ندارد و آن را رد میکند؟ اگر چنین باشد، آیا میتوان گفت شهادتهای مختلف بر اعلمیت با هم تعارض و تساقط میکند و مقلد در مقام تقلید، مخیر است و از هر کسی بخواهد میتواند تقلید کند؟
1. اگر مقلد به اعلمیتِ فقیهِ زنده علم یا اطمینان حاصل کند [و مرجع زنده را اعلم از مرجع میت بداند]، میتواند عدول کند، وگرنه باید بر تقلید خود باقی بماند.
2. در بیشتر موارد، کسی که خود را در معرض تقلید قرار میدهد، [مثلاً برای تقلید دیگران، رساله میدهد]، خود را اعلم از دیگران میداند، ولی همیشه چنین نیست. ممکن است کسی خود را اعلم و از فقهای طراز اول نداند، ولی خود را در جهات دیگری برتر بداند و چنین تشخیص دهد که برخی خلأها را بهتر از دیگران میتواند پر کند و برخی مسئولیتها را بهتر میتواند انجام دهد و برای همین، بدون اینکه خود را اعلم بداند، خود را در معرض تقلید قرار میدهد، [مثلاً برای تقلید دیگران، رساله میدهد].
اما بحث تعارض شهادتها! اگر شهادتهای بر اعلمیت متعدد و متعارض باشد، جانبی که شهادت بیشتری دارد یا بهلحاظ شأن و مقام شهود، کیفاً قویتر است اخذ میشود. اگر شهادتها مساوی و شأن و مقام شهود نزدیک به هم باشد، در این صورت نوبت میرسد به تخییر یا عمل به فتاویای که احوط است.
