پرسش: من شخصی را بهصورت قانونی و رسمی، وکیل کردم تا همسرم را طلاق دهد و بعد از مدتی، به او گفتم دست نگه دار و بدون اجازۀ من، طلاق نده، چون قصد رجوع دارم، ولی او بعد از دوماه و بدون اجازۀ من، همسرم را طلاق داد. وقتی به او گفتم چرا طلاق دادی در حالی که از این کار منع کرده و گفته بودم بدون اذن و اجازۀ من، طلاق نده، پاسخ داد: تو به اجازه ندادی یا گفتی اجازه میدهم؟ [یعنی وکیل سخن موکل را بهطور صحیح متوجه نشده بود.] در حالی که من واقعاً به او اجازه نداده بودم. اینک پرسشم این است که: 1. آیا طلاق صحیح واقع شده و همسر من از من جدا شدهاست؟ 2. اگر طلاق صحیح واقع نـشدهاست، آیا اینک میتوانم طلاق را امضا و تأیید کنم [تا همسرم بدون نیاز به طلاق دوباره، از من جدا شود]؟
1. وکیل باید تابع موکل باشد و اگر اقدامی در خلاف جهت خواستههای موکل انجام دهد، شرعاً نافذ نیست و اقدامش باطل است.
2. از نظر ما، در طلاق، وکیل بهصورت تولیت صحیح نیست. برای مثال، اگر زوجه براساس عقدی لازم، اعم از اینکه عقد نکاح باشد یا عقد لازم دیگری باشد، خودش یا شخص ثالث را وکیل برای طلاق قرار دهد، بهطوری که زوج حق برگشت از وکالت را نداشته باشد و نتواند وکالت اعطایی را فسخ کند، چنین وکالتی وکالت بهصورت تولیت و از نظر ما باطل است. در این نوع وکالت، وکیل ولیّای مستقل است و بر طلاق ولایت دارد و تابع خواست و ارادۀ موکل نیست. [به سخن دیگر، حقطلاقهایی که در قوانین به زوجه یا شخص ثالث اعطا میشود و به تأیید و امضای زوج میرسد، شرعاً نافذ نیست.]
3. بنابر آنچه گذشت، وکیل رسمی برای طلاق بودن [و حق طلاق داشتن با توضیحی که گذشت] شرعاً جایز و نافذ نیست، ولی بهلحاظ قانونی قوانین و مقررات ویژهای وجود دارد.
4. آری، در فرض سؤال، شما میتوانید طلاق را امضا و تأیید کنید تا شرعاً صحیح و نافذ باشد.
5. گذشت که وکالت بهصورت تولیت جایز و نافذ نیست و زوجه یا شخص ثالث نمیتوانند وکالت بدون عزل برای طلاق داشته باشند، ولی باید توجه کرد که برخی موارد مواردِ طلاق اجباری است و در این موارد، زوجه مستحق طلاق است. بنابراین آنچه در قبل گذشت منافی طلاق اجباری نیست، زیرا در موارد طلاق اجباری، طلاق بهدست زوج نیست.
