پرسش: شما در درس تفسیر، در تبیین ماجرای طالوت و جالوت، گفتید که قرآن به نصب و جعل الهی اکتفا نکردهاست: «إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا؛ خداوند طالوت را پادشاه شما قرار داد (سورۀ مبارکۀ بقره، آیۀ شریفۀ 247)»، بلکه نشانۀ مهمی را برای امامت ذکر کردهاست، نشانهای برای امامت و از جنس اعجاز. به سخن دیگر، امام باید همۀ کمالات را معجزهوار داشته باشد و از همۀ مردمان برتر باشد. اینک پرسش این است که اگر امام همۀ کمالات را داراست و وحید عصر و یگانۀ دهر است، به نصب و جعل الهی چه نیازی وجود دارد؟ آیا معجزات امام و کمالات حقیقی او برای امامت کافی نیست و حتماً باید نصب و جعلی از سوی خداوند باشد در حالی که با توجه به کمالات واقعی و حقیقیِ امام و با توجه به معجزات او، همۀ امت امامت او را میپذیرند؟
1. انبیای بزرگ الهی براساس عقل خود نمیتوانند کمالات امام را دریابند و شخص امام را تشخیص دهند و در این راه، نیازمند نصب و جعل الهی هستند و وقتی حالِ انبیایِ الهی (علیهمالسلام) چنین است، حال دیگر افراد معلوم است.
2. اما دربارۀ بقیۀ شرایطِ امام باید گفت:
أ. امامت حقیقتی منظومهوار و شگفت و خلقتی با بطون و لایههای مختلف است.
ب. از سویی، باید حلقههای مختلف این منظومه و لایههای متعدد این خلقت شناخته شود.
ج. از سوی دیگر، ارتباط این حلقهها با همدیگر و ارتباط آنها با امت موردشناسایی قرار گیرد.
د. باید دانست که امامت یک دلیل و برهان ندارد، بلکه براهین مختلف و متعددی بر این مسئله دلالت دارد که برخی از آن براهین تنصیص وحیانی است و برخی دیگر معجزات امام است. همانطوری که معجزه بودن وحیانی بودن و حجیت داشتن قرآن کریم را اثبات میکند، ارائۀ معجزه از سوی امام امامت او را اثبات میکند.
ج. تعدد براهین لغو نیست و در تحصیل یقین و شدت آن تأثیرگذار است. تعدد براهین بر شدت یقین میافزاید و فرد را به درجات بالای یقین، مانند علمالیقین یا حتی عینالیقین یا حتی حقالیقین، میرساند. البته هر یک از مراحل یادشده (علمالیقین و عینالیقین و حقالیقین) دارای مراتب و درجات بسیاری هستند که به شمارش درنمیآیند.
