پرسش: مراد محقق اصفهانی از ابیاتی که در ادامه میآوریم چیست؟ این ابیات در شأنِ حضرتِ فاطمۀ زهرا (سلاماللهعلیها) است. وَلَـــــسْــــتُ أدْرِي خَـــــبَــــر الـــمِــسْــمَــارِ سَــــــلْ صَـــدْرَهَـــا خُـــزانَـــة الأسْــــــرارِ الـــــبَـــــابُ وَ الـــــجِـــــدَارُ وَ الـــــدِّمَـــــاءُ شُـــهُـــودُ صِــــــدْقٍ مَــــــا بِــــــهِ خَـــفَـــاءُ ترجمه: من از صحت و سقمِ خبرِ مسمار آگاهی ندارم این را از سینۀ مبارکِ حضرت که خزینۀ اسرار است، بپرس! از در و دیوار و خون بپرس! اینها شاهدانی راستگو هستند و خفایی و ابهامی در آن نیست ما چند پرسش در این باره داریم: 1. اگر ایشان به صحتِ خبرِ مسمار معتقد نیست، پس چرا آن را ذکر کرده و به آن استناد کردهاست؟ آیا مستند ایشان در این نقل، سخن خطا و نقلِ کتبِ متأخرین است؟ 2. «خزانةالاسرار» به چه چیزی اشاره دارد؟ آیا ممکن است وقایع و حوادث دیگری نیز به وقوع پیوسته باشد و به دست ما نرسیده باشد؟ منشأ چنین احتمالی چیست؟ 3. مراد ایشان از اینکه در و دیوار و خون شاهدانی صادق و راستگو هستند، چیست؟ آیا این موارد از ادلۀ واقعی محسوب میشود؟ 4. آیا میتوان با استناد به این دو بیت، مسلک و روشِ محققِ اصفهانی را تبیین کرد؟
1. آری، عالم بزرگ و محقق سترگ، استاد مراجع، غروی اصفهانی (رحمهالله)، با اینکه در تتبعات و پژوهشهایش به صحتِ خبرِ مسمار نرسیدهاست، ولی آن را نفی و انکار نمیکند، بلکه آن را در بقعۀ امکان قرار میدهد و وقوعِ آن حادثه را محتمل میداند. چهبسا فحص و تحقیق ایشان کافی نبودهاست و با فحص و تتبع بیشتر، صحت خبر اثبات و قرائن و شواهدی در تأیید آن یافت شود.
2. گسترۀ چیزهایی که به دست ما رسیدهاست بسیار وسیعتر از گسترۀ فحص و تحقیق ماست. چهبسا کتابهایی و چهبسا شواهد و قرائنی و چهبسا حوادث و وقایعی که نوشته شده و نقل شدهاست، ولی ما آنها را ندیده و نخوانده و از وجود آنها بیخبریم. محقق اصفهانی (رحمهالله) نهتنها فحص و تتبع خود را ملاک نفی و انکار قرار نمیدهد، بلکه گسترۀ وقایع و حوادث را وسیعتر از نقلهایی میداند که به دست ما رسیدهاست. از نظر ایشان، وقایع و حوادث تاریخی نه منحصر در در یافتهها و تتبعات ماست و نه در نقلهای موجود منحصر است. چهبسا حادثهای به وقوع پیوسته و نقل شده باشد، ولی ما آن نقل را ندیده باشیم و چهبسا واقعهای به وقوع پیوسته باشد، و نقل شده باشد، ولی در طول تاریخ، ازبین رفته و به دست ما نرسیده باشد. چنین نیست که همۀ کتب و همۀ نقلها بیکموکاست در دسترس ما باشد!
پس با چندین گستره روبهرو هستیم:
گسترۀ پژوهش و تتبع؛
گسترۀ نقلهای موجود که بسیار وسیعتر از گسترۀ پژوهش و تتبع است؛
گسترۀ نقلها، اعم از اینکه به دست ما رسیده باشد یا نه، که بسیار گستردهتر از گسترۀ نقلهای موجود است؛
گسترۀ وقایع و حوادث که بسیار وسیعتر از گسترۀ نقلهاست.
حوادث بسیار بر حضرتِ صدیقۀ طاهره (سلاماللهعلیها) رفتهاست که اصلاً نقل نشدهاست و افزون بر آن، از بسیاری از حوادث، کسی بهجز آن حضرت آگاهی نداشت، زیرا بسیاری از وقایع را حضرت نزد خود نگه داشت و به کسی نگفت. حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، بعد از دفنِ پیکرِ مطهرِ حضرتِ فاطمه و هنگامِ زیارتِ پیامبر و تعزیت گفتن به ایشان، به این مسئله تصریح کرده و سخن ایشان در برخی منابع و مصادر قدیمی آمدهاست، مانند کافی و امالی شیخ مفید و دلائلالامامتِ طبری و امالی شیخ طوسی و بشارةالمصطفایِ طبریِ آملی.
با توجه به این مطالب، چگونه میتوان حوادث و وقایع را در یافتهها و تتبعات منحصر کرد و هر چیز بیش از آن را نفی و انکار کرد؟!!
3. سخن ایشان در بیت دوم از باب استعاره و مجاز نیست، بلکه مطابق موازین و روشهای تحقیقات جنایی است. در تحقیقات جنایی به چندین مطلب توجه و اتکا میشود:
الف. جمعآوری اطلاعات و سرنخها، هرچند ارزش و اعتبار آنها کم باشد؛
ب. توجه به اطلاعات و سرنخهای به دست آمده و تحلیل جنایی آنها براساسِ قوانین و ضوابطِ علمیِ پذیرفتهشده؛
ج. مختومه اعلام نکردن پرونده [خصوصاً در پروندههای پیچیده و خاص] و باز بودنِ راهِ تحقیق و تفحص.
4. برای همین، محقق بزرگ و فقیه سترگ، غروی اصفهانی (رحمهالله)، واقعۀ مسمار در را از راه آثار و سرنخهایی اثبات میکند و چنین رویکردی در تفحصات و تحقیقات جنایی پذیرفتهشده است.
5. روش و رویکرد محقق اصفهانی (رحمهالله) با روش و رویکرد آقابزرگ تهرانی (رحمهالله) در کتابش، النقد اللطيف، مطابقت دارد.
