پرسش: یخواهم توجه شما را به برخی از افراد جلب کنم که ادعای مکاشفه دارند، افرادی که امروزه ادعاهای آنها و تخلفات آنها بسیار زیاد شدهاست. آخرین چیزی که از این افراد بهصورت کاملاً موثق برای من نقل شدهاست و وقوع این رخداد برای من مسجل است ادعای مکاشفه و رؤیت جناب حبیببن مظاهر اسدی (علیهالسلام) است. شخصی ادعا کردهاست که جناب حبیببن مظاهر اسدی (علیهالسلام) را در مکاشفه دیده و ایشان آن شخص را موردخطاب قرار دادهاست و این شخص صوت جناب حبیببن مظاهر اسدی (علیهالسلام) را شنیدهاست. چنین ادعاهایی میکنند و این ادعاها جوانها را فریب میدهد و آنها را منحرف میکند و شاید قصد و هدف این اشخاص نیز همین باشد. اگر هماینک مقابل این ادعاها و انحرافها نایستیم و چنین ادعاهایی در بین جوانان نهادینه شود، امر به معروف و نهی از منکر سخت و دشوار خواهد شد. ادعای یادشده بهصورت مکتوب برای من نقل شدهاست و مکتوب آن در نزد من محفوظ است. اینک پرسش من این است که با توجه به اینکه من موردوثوق و اطمینان بسیاری از افراد هستم و افراد زیادی از من در این باره میپرسند، تکلیف من در این باره چیست و باید چه پاسخی به این افراد بدهم؟
1. به جواب شبهه پرداختن، خصوصاً در ابتدای امر، بهتر و مهمتر از پرداختن به هدف و غرض افراد است، مگر اینکه غرضورزیها فتنههای دیگری پدید آوردند که این سخنی دیگر و بحثی جدا است.
پاسخ چنین شبهاتی با توجه به آنچه در کتاب «دعوی السفارة في غیبة الکبری» ج 1 و 2 گفتهایم روشن میشود.
2. در این کتاب گفتهایم که اتصال روحی به معصومین (علیهمالسلام) برای دیگران حجت نیست، [البته نه به این دلیل که ــ معاذالله ــ سخن معصوم (علیهالسلام) حجیت ندارد، بلکه به این دلیل که] هیچیک از راههای اتصال به معصوم (در زمان غیبت) حجت نیست.
3. حتی اگر کسی، مثل جناب زراره، در زمان حضور امام (علیهالسلام) باشد، از آن حیث که سخن امام را از خود امام شنیدهاست و شنیدهاش را روایت میکند حجیت دارد، نه از جهات دیگر.
4. اگر حجیت روایت از معصوم مقید به سمع حسی است، حال روایت از غیر معصومی که از راههایی به غیر از سمع حسی روایت شدهاست، راههایی که هیچ اعتباری ندارند و حجت نیستند، چگونه خواهد بود؟! خلل چنین روایتی از دو جهت است: یک: روایت از غیر معصوم است؛ ب: روایت از راههایی دیگر، به غیر از راه سمع حسی، به دست آمدهاست.
5. چیزیهایی را که انسان در خواب میبیند یا عارف در مکاشفاتش به آنها میرسد هیچگونه حجیت و اعتباری ندارند و تنها فایدهای که بر این امور مترتب میشود، تنبه و هشیارسازی این امور است. خواب یا مکاشفه میتواند به آنچه شرعاً و براساس کتاب خداوند و سنت معصومین (علیهمالسلام) اثبات شدهاست تنبه دهد.
6. پیشبرد بحث به این کیفیت، یعنی تبیین دلایل و استدلالها، بهتر از پرداختن به اهداف اشخاص است. اگر اشخاص غرضورز نیستند و فتنهای را دنبال نمیکنند، بهتر است با دلیل و استدلال بر بصیرت و بینایی افراد بیفزاییم و از نقد اشخاص بپرهیزیم.
7. باید با بررسی و تبیین علمی و استدلالهای محکم روشن کنیم که میزان و معیار و ملاک برای رسیدن به حقیقت و سعادت تمسک به ثقلین، یعنی تمسک به کتاب خداوند و عترت پیامبر (علیهوعلیهمالسلام)، است و جز این راه راهی دیگر برای سعادتمندی نیست. نه مکاشفه و نه رؤیا و نه کهانت و نه علوم غریبه و نه هیچ راه دیگر ملاک و معیار نیست.
