أحدث الاستفتاءاتهل الأنبياء قبل بعثتهم بالنبوة أنبياء أم لا ، وهل كانوا يعلمون بأنهم سوف يبعثون بالنبوة أم لا ، وهل هناك من دليل على ذلك ؟ . ⬇️ما رأيكم حول المقال بأن كتبا مثل الكافي و البحار و غيره من التراث الشيعي معظمه غير معتبر و فاقد للحديث الصحيح والذي استخلص منه تعداد قليل نظير ما قام به الشيخ آصف المحسني و مثله ؟السلام عليكم .. انا من مقلدين السيد السيستاني هل يجوز أن اذكر الشهادة الثالثة في الصلاة بالرجوع الى سماحة الشيخ بالأحتياطهل هناك من وسيلة للإتيان بالشهادة الثالثة لمن يرجع إلى أحد الأعلام المحتاط في ذكر الشهادة الثالثة في تشهد الصلاة أو يستشكل فيها من جهة كونها كلاماً آدمياً ؟ .هل يجوز زواج المتعة من امرأة سنية المذهب علما انه يتم اخبارها انه زواج مؤقت وليس زواج متعة ، وإذا كانت هذه المرأة عمرها 45 سنة و هي تعيش مع اخوها حيث ان ابوها يعيش في بيت اخر و هذه المرأة تصرف على نفسها و تسافر و تشتري وتبيع من دون علما ابوها وهل يجوز الدخول بهادعاء الإمام علي بن الحسين عليه‏ السلام يوم عرفة
#١٨٣١

پرسش: (بصیرت‌های عاشورایی 3)

پاسخ:

(بصیرت‌های عاشورایی 3)
(روی‌کرد و سیرۀ تاریخی آقا بزرگ تهرانی و مراقبت از حقایق دینی)
(استبعاد‌های عقلی و اجتهاد‌های ظنی و غیر‌یقینی و استحسان‌های بی‌قاعده در مورد تاریخ و وقایع تاریخی)

آقا بزرگ تهرانی (قدس‌سره) می‌گوید: «إذ العقل والاجتهاد والرأي والاستبعاد معزولات في استنباط القضايا التأريخية ، والحکم بالوقوع واللاوقوع ليس إلا من وظائف تلك الکتب ، فترك الرجوع إليها ظلم عليها وعلينا بتضيیع حق حکومتها وتفويت ما نستفيده منها؛ …‌زیرا عقل و اجتهاد و استبعاد در استنباط‌های تاریخی کار‌آمد نیست و با استفاده از عقل و اجتهاد و استبعاد نمی‌توان به وقوع یا عدم وقوع حادثه‌ای حکم کرد. حکم به واقع شدن یا واقع نشدن حادثه‌ای ممکن نیست مگر با رجوع به کتب تاریخی. پس ترک کتب تاریخی و مراجعه نکردن به آن‌ها، هم ظلم به آن کتب است و هم ظلم به خود شخص است. آری، مراجعه نکردن به آن کتب ظلم به آن کتب است، زیرا حق آن کتب رجوع به آن‌ها و استفادۀ از آن‌ها‌ست و ظلم به خود ما‌ست، زیرا با ترک آن‌ها، از حظ علمی‌ای که با رجوع به آن‌ها، به‌دست می‌آوردیم، محروم می‌شویم.»
آن‌چه در کلام آقا بزرگ تهرانی آمده‌است روشی مهم در تحریر تاریخ و بررسی قضایای تاریخی است و ما کلام ایشان را بررسی می‌کنیم:
1. مطلب مهمی که ایشان به آن اشاره کرده‌است اعتماد بر کتب و مصادر تاریخی است، نه اعتماد بر استحسان‌ها و استبعاد‌های ظنی، استحسان‌ها و استبعاد‌های ظنی‌ای که برخی بر‌اساس آن‌ها و با اعتماد به آن‌ها، برخی وقایع تاریخی را انکار می‌کنند.
2. آری، [در بررسی‌های تاریخی، باید از ظن و گمانه‌زنی‌ها دوری کرد و با صرف مستبعد بودن چیزی، به عدم وقوع آن حکم نکرد]، زیرا با ظن و گمان و استبعاد و استحسان به تاریخ و وقایع تاریخی نمی‌توان احاطه پیدا کرد و به وقوع یا عدم وقوع حادثه‌ای حکم کرد.
3. تاریخ تمدن و فرهنگ است و تحریر و تبیین و بررسی آن بر علوم و دانش‌های فراوانی بستگی دارد و با نظرات ظنی و وهمیِ بر‌خاسته از هوا و هوس‌ها نمی‌توان آن را بر‌رسید.
آقا بزرگ تهرانی (قدس‌سره) در‌بارۀ اخبار ضعیف و تولد تواتر از آن‌ها یا امری ضروری بودن آن‌ها می‌گوید: «وتلك الأخبار وإن كانت مضطربة من جهات وكل واحدٍ منها مخالف مع غيره في الخصوصيات ولا يتجاوز بالنسبة الى خصوصياته عن حد أخبار الآحاد ولا تثبت واحدة من تلك الخصوصيات ولا يترتب عليها أثر ابداً، لكن يرى كل واحد منها مشاركاً مع غيره في الدلالة مطابقة أو التزاماً على وقوع … شيء …….، فهذا المضمون الذي يدل عليه كل واحد من تلك الاخبار البالغة حدّ التواتر يكون متواتراً معنوياً ، فيثبت به … الشيء المنقوص المجهول عينه لنا ، كما ثبت قرآنية ما بين الدفتين بتواتره .
ومن هذا التواتر المعنوي يحصل العلم الضروري لكل من خلت ذهنه عن اعتقاد خلافه ، ولو لم يجد من تلك الاخبار ما بلغ حد التواتر فلا محالة يجد فيها من الأخبار المعتبرة عدة يقطع بصدور واحد منها لا بعينها عن المعصوم (ع) فيصير المضمون الأخص الذي هو مشترك فيه من مداليل تلك العدة مقطوعاً صدوره عن المعصوم (ع) فيقطع بصدور الأخبار؛ آری، گزارش‌های تاریخی در مقایسۀ با هم‌دیگر مضطرب و با هم نا‌سازگار‌ند. هر گزارشی خصوصیاتی را برای واقعه‌ای ذکر می‌کند و گزارش دیگر خصوصیاتی مخالف و نا‌سازگار با آن را و در‌نتیجه گزارش خصوصیات از حد خبر واحد فرا‌تر نمی‌رود و خصوصیتی [به‌صورت یقینی یا اطمینانی] اثبات نمی‌شود. ولی با چشم‌پوشی از گزارش خصوصیت‌ها و جزئیات، باید توچجه داشت که گزارش‌های مختلف و متعدد در وقوع اصل واقعه‌ای با هم متفق‌اند و با هم در گزارش اصل واقعه، اختلافی ندارند و با دلالت مطابقی با با دلالت التزامی بر وقوع آن واقعه دلالت می‌کنند. پس جزئیات و خصوصیت‌های هر واقعه‌ای با خبر واحد گزارش شده‌است، ولی اصل آن واقعه با خبر متواتر. اخبار و گزارش‌های متعدد تواتر معنوی را به وجود می‌آورند و با متواتر بودن گزارش‌ها، اصل واقعه برای ما ثابت و وقوع آن محرز می‌شود، همان‌طوری که وحی بودن قرآن کنونی، قرآنی که ما‌بین‌الدفتین است، با تواتر اثبات شده‌است.
با تواتر معنوی، هر شخصی که ذهنش از اعتقاداتِ خلافِ آن گزارش‌ها پاک است، به محتوای آن اخبار یقین می‌کند. البته اگر گزارش‌های مختلف و متعدد در‌بارۀ واقعه‌ای به حد تواتر نرسد، باز در بین آن‌ها، گزارش‌ها و اخبار معتبری وجود دارد که از معصوم صادر شده‌اند و در‌نتیجه مضمون اخص در بین اخبار و گزارش‌ها مقطوع و یقینی خواهد بود. به سخن دیگر، اگر گزارش‌های مختلف و متعدد در‌بارۀ واقعه‌ای به حد تواتر نرسد، دست‌کم برخی از اخبار در آن باره معتبر بوده و از معصوم صادر شده‌است و اگر عین الفاظ معصوم نیز نقل نشده باشد، مضمون آن نقل شده‌است.

در‌نتیجه برخی از گزارش‌ها در آن باره قطعاً صحیح است و در‌نتیجه مضمون اخص از بین آن گزارش‌ها قطعاً صحیح و برای شخص یقینی خواهد بود، [زیرا سخن معصوم یا همان مضمون اخص است یا مضمون اخص را شامل می‌شود].»
تبیین کلام و روش ایشان در چند بند ارائه می‌شود:
اول. ملاک و معیار حصول علم و یقین و آلی بودن آن با ملاک و معیارِ حجیتِ خبرِ واحد و آلی بودن آن متفاوت است، همان‌طوری که حجیت قطع با حجیت ظن معتبر متفاوت است. حجیت علم و یقین و قطع تکوینی است، ولی حجیت ظن معتبر اعتباری و بر‌اساس قانون است. و این نکته‌ای مهم است که مورد‌غفلت بسیاری از افرادی که در این باره بحث می‌کنند قرار می‌گیرد.
علم و یقین یا اطمینان تکوینی از چند راه به‌دست می‌آید:
راه نخست: از راه انباشته شدن قرائن و شواهد به‌لحاظ کمی و کیفی؛ هر قرینه و شاهد و دلیلی به‌لحاظ تکوینی اثری دارد و وقتی شواهد و قرائن و دلایل به‌لحاظ کمی، زیاد و به‌لحاظ کیفی، دال و کاشف باشد، علم و یقین یا دست‌کم اطمینان را همراه خواهد داشت. علم‌آور یا اطمینانی بودن این قرائن و شواهد تکوینی است و ارتباطی با اعتباریات ندارد.
[در توضیح یاد‌شده، سه تعبیر به‌کار رفته‌است: «کمیت قرائن و شواهد»؛ «کیفیت قرائن و شواهد»؛ «تراکم و انباشته شدن قرائن و شواهد».] «کمیت قرائن و شواهد» به تعداد آن‌ها در خارج و در واقعیت مربوط است و «کیفیت قرائن و شواهد» به حیثیت کشفی آن‌ها و این حیث کشفی حیثی تکوینی در قرائن و شواهد و امری ذاتی برای آن‌ها‌ست و به اعتبار و عدم اعتبار ربطی ندارد. «تراکم و انباشته شدن قرائن و شواهد» نیز امری تکوینی و غیر‌اعتباری است که با بالا رفتن کمیت و کیفیت آن‌ها، رشد می‌کند و بالا می‌رود، یعنی وقتی عامل کمی بالا‌تر رود و عامل کیفی قوی‌تر شود، تراکم و انباشت نیز افزون‌تر می‌شود.
راه دوم: راهِ دیگرِ حصولِ تکوینیِ علم و یقین و اطمینان ممتنع بودن تواطؤ و توافق ناقلین با هم‌دیگر بر نقل کذب و دروغ است. اگر واقعه‌ای را چندین نفر نقل کنند و هم‌دستی و دسیسه‌چینی و توافق بر کذب و دروغ از سوی ناقلین محتمل نباشد، در این صورت اخبار منقوله موجب علم و اطمینان خواهند بود. ممتنع بودن تواطؤ و توافق بر کذب یا به‌خاطر دور بودن و بی‌خبر بودن ناقلین از هم‌دیگر است یا به‌خاطر ممکن نبودن نقل آن‌ها از هم‌دیگر است یا به‌خاطر ممکن نبودن توافق تصادفی است یا به‌خاطر نداشتن انگیزه بر دروغ‌گویی است.
دوم: در هر دو ملاک و مناطِ برایِ حصولِ علم و یقین و اطمینان (تراکم کمی و کیفیِ قرائن و امتناع تواطؤ و توافق بر کذب) گاهی تراکم و انباشتِ کیفی بسیار قوی می‌شود و در‌نتیجه عامل کمی دارای اهمیت قلیل خواهد بود و نیاز به عامل کمی کاهش خواهد یافت. در این صورت، از اخباری که به‌لحاظ کمی به حد تواتر نرسیده‌اند، علم و یقین یا دست‌کم اطمینان حاصل می‌شود. این نکته مورد‌توجه آقا بزرگ تهرانی (قدس‌سره) قرار گرفته‌است: «بل قد يحصل العلم بالجامع أيضاً في عدة أخبار قليلةٍ جداً غير بالغةٍ حد التواتر ولا قربه مع اختلافها في الخصوصيات إذا عُلِم إجمالا بصدور واحد غير معين من تلك الأخبار عن الإمام المعصوم؛ حصول علم و یقین منحصر به تواتر نیست و در صورتی دیگر نیز ممکن است به وقوع جامع [اصل واقعه] علم و یقین حاصل کرد و آن زمانی است که واقعه‌ای نه با تواتر، بلکه با چندین خبر واحد نقل شده باشد، ولی ما بدانیم که یک یا چند خبر از آن اخبار از امام معصوم (علیهم‌السلام) صادر شده‌است.
سوم: دو مناط و ملاکِ حصولِ علم و اطمینان در گروِ دو مکانیسم است: الف. تتبع و فحص کامل؛ ب. تأمل و تدبر عمیق و در‌خور.
چهارم: دو ملاک و معیارِ گفته‌شده برای حصول علم و اطمینان یا برای حصول تواتر [مشکک و دارای مراتب است و] گاهی به‌لحاظ کیفی، چنان قوی می‌شود که نه‌تنها علم و یقین را به همراه دارد، بلکه مفاد آن امری ضروری و اجتناب‌ناپذیر می‌شود و ضروری بودن یک مسئله بالا‌ترین حد علم و یقین و امری فوق تواتر است. این مسئله حقیقتی علمی و دینی و مسئله‌ای خطیر و بسیار پر‌‌بها و با‌اهمیت است که مورد‌توجه محقق بزرگ، آقا بزرگ تهرانی (قدس‌سره) قرار گرفته‌است.
آری، این حقیقتی علمی و دینی و مسئله‌ای خطیر است و غفلت از آن یا کم‌بها و کم‌ارزش شمردن آن و مراجعه نکردن به کتب معتبر تاریخی و زندگی‌نامه‌های معتبر تضییع حق این کتب و نیز تضییع حق خود شخص است و موجب می‌شود حقایق دینی بسیاری فهمیده نشوند و پوشیده بمانند و در‌نهایت از‌بین بروند، حقایق دینی‌ای که قطعی هستند و مورد‌شک و شبهه نیستند.
آن‌چه گذشت منهج و سیرۀ آقا بزرگ تهرانی (قدس‌سره) است و ما در قبل اشاره کرده‌ایم که منهج بسیاری از علما و بزرگانِ متقدمِ امامیه نیز همین است، علما و بزرگانی مانند شیخ مفید و سید مرتضی و شیخ طوسی و شیخ کلینی و شیخ صدوق و شیخ طبرسی و… (قدس‌الله‌اسرارهم)، بلکه می‌توان گفت این منهج منهج علمای بزرگ فریقین است.

پنجم: در برخی صور، پژوهش‌گر در تاریخ و کتب تاریخی و زندگی‌نامه‌ها در تفاصیل و جزئیات وقایع با اختلاف بسیاری رو‌به‌رو می‌شود و بر‌اساس گزارش‌های تاریخی، نه به وقوع جزئیات یقین یا اطمینان می‌کند و نه وقوع جزئیاتی خاص را محال و نا‌ممکن می‌یابد. به سخن دیگر، تراکم کیفی و کمی اخبار و گزارش‌های تاریخی در‌بارۀ جزئیات یقین‌آور یا اطمینان‌بخش نیست و پژوهش‌گر به‌صورت تفصیلی به وقوع جزئیات یقین نمی‌کند. در این فرض، هر‌چند علم تفصیلی‌ای وجود ندارد، علم اجمالی به وقوع یکی از جزئیات محقق است. هر‌چند اخبار و گزارش‌های تاریخی در‌بارۀ جزئیات یک واقعه مختلف و با هم نا‌سازگار است، پژوهش‌گر می‌داند یکی از این گزارش‌ها صحیح و مطابق با واقع است. و چنین علم اجمالی‌ای ثمره دارد و لازم است مورد‌توجه محققین در پژوهش‌های تاریخی و دینی باشد.
پنجم: لازم است کسی که در تاریخ و کتب تاریخی و زندگی‌نامۀ افراد تحقیق و پژوهش می‌کند، در مفاد اخبار و گزارش‌های تاریخی دقت کند و جهات اشتراک آن‌ها را بیابد و بر آن‌ها تأکید کند. جهت مشترک بین گزارش‌های تاریخی ممکن است مضمون مطابقی گزارش‌ها یا مضمون التزامی قریب یا حتی بعید آن‌ها باشد. گاهی پژوهش‌گر جهت مشترکی بین اخبار و گزارش‌های مختلف نمی‌یابد، ولی بر‌اساس قرائن و شواهدی، به صحت یکی از گزارش‌ها، علم اجمالی حاصل می‌کند. به سخن دیگر، هر‌چند همۀ طرق ضعیف‌اند و جهت مشترکی نیز ندارند، بر‌اساس دلایلی، پژوهش‌گر یقین می‌کند یکی از گزارش‌ها صحیح است.
هفتم: از سویی، آشفتگی ذهن محقق و پژوهش‌گر و آشنایی او با آرای مختلف و نظرات متشتت و دید‌گاه‌های متناقض و اقوال متضارب اثری ایجابی و مثبت دارد و موجب دقت‌نظر و تحقیق و پژوهش بیش‌تر می‌شود و از سوی دیگر، اثری سلبی و منفی دارد و موجب می‌شود محقق و پژوهش‌گر همۀ قرائن و شواهد را در نظر نگیرد و در‌نتیجه از قرائن قوی غفلت کند. این سخن قابل‌مقایسه است با سخن میرزای قمی (رحمه‌الله) در‌بارۀ آشنایی مجتهد با انظار و اقوال مختلف. ایشان می‌فرماید مشغول شدن مجتهد به اقوال مختلف و غور در آن‌ها موجب می‌شود در تبادر معانی و صحت معنای متبادر‌شده شک و تردید کند. از‌این‌رو برخی بزرگان گفته‌اند مجتهد باید ابتدا خالی‌الذهن به آیات و روایات رجوع و از آیات و رویات استظهار کند و سپس به دید‌گاه‌ها و برداشت‌ها و استظهار‌های دیگران مراجعه کند و با اقوال آن‌ها نیز آشنا شود. برخی دیگر نیز بر این باور‌ند که باید هر دو استظهار (استظهار قبل از مراجعه به اقوال دیگران و استظهار بعد از مراجعه به اقوال دیگران) را با هم در نظر گرفت و به جمع‌بندی رسید. به هر روی، تهی بودن ذهن از آشفتگی استدلال‌های سخت و جدلی و اقوال مختلف و متعدد در وصول به حقیقت مؤثر است، حقیقتی که مؤدای شواهد و قرائن است و از ضمیمۀ آن‌ها با هم‌دیگر و در‌نظر گرفتن شواهد قوی به‌دست می‌آید. این نکته‌ای مهم و با‌اهمیت است که محقق آقا بزرگ تهرانی (قدس‌سره) به آن اشاره کرده‌ و گفته‌است که خالی‌الذهن بودن محقق و پژهش‌گر او را به علم ضروری می‌رساند: «ومن هذا التواتر المعنوي يحصل العلم الضروري لكل من خلت ذهنه عن اعتقاد خلافه ، ولو لم يجد من تلك الأخبار ما بلغ حد التواتر فلا محالة يجد فيها من الأخبار المعتبرة عدة يقطع بصدور واحد منها لا بعينها عن المعصوم؛ و از این تواتر معنوی، برای کسی که ذهنش از اعتقادات خلاف آن گزارش‌ها خالی است، علم ضروری حاصل می‌شود. اگر اخبار و گزارش‌ها در‌بارۀ واقعه‌ای به حد تواتر نرسد، دست‌کم در بین آن‌ها، محقق و پژوهش‌گر اخبار و گزارش‌های معتبری را می‌یابد که برخی از آن‌ها یا حتی یکی از آن‌ها از معصوم صادر شده‌است».

WhatsAppTelegramایمیل#1831
الشعائر الحسينيةالرابط المختصر: alsanadfatwa.com/f/1831