پرسش: آیا نائب شدن صروه (کسی که نخستین بار حج میگزارد) از شخصی که دچار عارضۀ روحی و روانی است صحیح است؟ توضیح اینکه شخصی دچار عارضۀ شدید روحی و روانی (جنون) است و راه درمانی برای عارضهاش وجود ندارد. بیماری او اطباقی و همیشگی نیست، بلکه گاهی اوقات این حالت برای او رخ میدهد. وقتی از شخص بیمار، در اوقاتی که برایش جنون رخ ندادهاست، از حج رفتن و حج گزاردن میپرسیم، میگوید دوست دارد برای طلب شفا به حج رود، زیرا از نظر پزشکی راه درمانیای برای بیماری او نیست. فرد یادشده دراثر این بیماری از رسیدن به کارهای فردی و اجتماعی وامانده و از به جا آوردن وظایف اجتماعی خود ناتوان شدهاست و در بیشتر اوقات، دراثر بیماری، طهارت خود را رعایت نمیکند. اینک با توجه به این توضیحات، آیا نائب شدن صروه (کسی که نخستین بار حج میگزارد) از شخصی که دچار عارضۀ روحی و روانی است صحیح است؟
۱. فرد یادشده اگر میتواند اعمال حج را به جا آورد، نمیتواند نائب بگیرد و باید خودش حج گزارد، هرچند مجبور باشد از کسی برای حج گزاردن کمک بگیرد. در این فرض، شخص باید از خانواده یا از یکی از دوستانش یا از کسی که میتواند به او کمک کند یاری بگیرد و اگر در صحت اعمال شک کند، مثلاً در تعداد طواف یا در سعی یا در صحت وضو یا در دیگر اعمال حج شک کند، باید از کسی که او را یاری میرساند بپرسد و به نظر او اعتماد کند.
۲. اگر به جا آوردن طواف و سعی نیاز به حمل شخص بیمار داشته باشد، در این صورت نیز وجوب مباشرت حج ازبین نمیرود و شخص باید خودش حج گزارد و چنین اعمالی را باید یکی از همراهانش به جا آورد. حج گزاردن به این شکل بر نائب گرفتن مقدم است.
۳. اگر شخص بتواند دو وقوف و برخی اعمال دیگر را انجام دهد و از برخی اعمال دیگر ناتوان باشد، برای مثال، از طواف و سعی ناتوان باشد، باید خودش به حج رود و اعمالی را که میتواند به جا آورد و برای اعمالی نائب بگیرد که از به جا آوردنشان ناتوان است و با کمک شخص دیگر نیز نمیتواند آن اعمال را به جا آورد.
۴. مطلب دیگر این است که اگر احتمال صحت و شفا یافتن شخص از این بیماری و توانایی یافتنش بر حج باشد، نمیتواند نائب بگیرد.
۵. اگر اطبا و پزشکان خبره بیماری را لاعلاج بدانند و از بهبودی شخص مأیوس باشند و شخص به هیچ وجه، حتی با کمک گرفتن و استعانت از شخصی دیگر، نتواند اعمالش را به جا آورد، در این صورت نائب گرفتن جایز است و شخص میتواند برای به جا آوردن حج نائب بگیرد.
