#3677

پرسش: چگونه می‌توان میان «اعتقاد به اینکه قرآن کریم کلام خداوند متعال است» به عنوان صرفِ اعتقاد، و «ایمان به آن» تفاوت قائل شد؟ آیا تفاوت اساسی در این است که اعتقاد، صرفاً یک فعالیت ذهنی و مبتنی بر اقناع عقلی نسبت به درستی یک اندیشه است و در نتیجه، تنها «فکری» است که انسان آن را تصدیق می‌کند، اما تأثیر آن در حد ذهن باقی می‌ماند و موجب تغییر در زندگی و رفتار انسان نمی‌شود؟

پاسخ:

۱. اعتقاد به معنای صرفِ معرفت، بدون تمسک و پایبندی، موجب نجات نیست.

چنان‌که پیامبر اکرم (ص) به‌صورت متواتر فرمودند:

«إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ: كِتَابَ اللَّهِ وَعِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي، مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي أَبَدًا.»

پس برای نجات، تمسک به قرآن و عترت لازم است، نه صرف شناخت قرآن؛ در حالی که انسان در عمل، مثلاً به سکولاریسم یا اباحه‌گری پایبند باشد.

۲. خداوند متعال می‌فرماید:

﴿وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ﴾

آنان یقین و معرفت داشتند، اما از روی ظلم و تکبر، آن را انکار کردند و به آن ملتزم نشدند؛ ازاین‌رو آن یقین سودی برایشان نداشت.

۳. همچنین خداوند می‌فرماید:

﴿فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا﴾

خداوند ایمان را از آنان نفی می‌کند تا زمانی که:

پیامبر (ص) را در اختلافات خود داور قرار دهند؛
در دل نسبت به حکم آن حضرت هیچ ناراحتی و تنگی نداشته باشند؛
در برابر آن حکم، تسلیم شوند؛
و این تسلیم، تسلیمی کامل و مطلق باشد.

بنابراین، تحقق ایمان افزون بر معرفت، نیازمند همه این شرایط است.

۴. قرآن کریم خبر می‌دهد که حتی اهل دوزخ نیز، با آنکه به مرحله «حق‌الیقین» درباره آتش رسیده‌اند، باز هم ایمان ندارند.

خداوند می‌فرماید:

﴿وَنَادَوْا يَا مَالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنَا رَبُّكَ قَالَ إِنَّكُمْ مَاكِثُونَ﴾

آنان با وجود یقین کامل به عذاب الهی، همچنان به ربوبیت خداوند اقرار و تسلیم حقیقی ندارند؛ زیرا خضوع و انقیاد در آنان تحقق نیافته است، و همین سبب می‌شود که آن یقین برایشان سودمند نباشد.

۵. همچنین خداوند می‌فرماید:

﴿وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى وَحَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلًا مَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ﴾

خداوند بیان می‌کند که اگر فرشتگان بر آنان نازل شوند، مردگان با آنان سخن بگویند و همه موجودات غیبی در برابرشان حاضر شوند، باز هم ایمان نخواهند آورد.

این آیه به‌روشنی نشان می‌دهد که ایمان، صرفِ علم حضوری یا مشاهده عالم غیب نیست، چه رسد به علم حصولی و دانستن مفاهیم. بلکه تحقق ایمان، نیازمند پذیرش ولایت خداوند، ولایت رسول او و ولایت وصیّ اوست.

چنان‌که خداوند می‌فرماید:

﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ﴾

۶. بنابراین، ولایت تنها در مسئله امامت خلاصه نمی‌شود؛ بلکه پس از معرفت خداوند، ولایت او رکن و قوام ایمان به توحید است.

همچنین، پس از شناخت نبوت پیامبر اکرم (ص)، ولایت و سرسپردگی به آن حضرت، قوام ایمان به پیامبر است.

و نیز، پس از شناخت امام (ع)، ولایت و پذیرش او، قوام ایمان به امام (ع) خواهد بود.

WhatsAppTelegramایمیل#3677
BeliefsShort link: alsanadfatwa.com/f/3677