#3342

پرسش: آیا قواعد تعارض اصولی در روایات غیر فقهی که برای استنباط به کار می‌روند، جاری است؟ به این معنا که در احادیث فقهی، ما به دنبال مقتضی هستیم، از جمله اثبات صدور، جهت آن، دلالت آن و عدم مانع، که همان معارض است. آیا این روش را در روایات تفسیری یا عقیدتی نیز اعمال می‌کنیم؟

پاسخ:

در مورد عقاید:

اصل نزد بیشتر متکلمان و فقها، عدم حجیت ظن است، مگر اینکه تراکم آن به قطع برسد، یا موجب تنبه به برهان عقلی یا وحیانی قطعی شود که در متن ظنی به آن اشاره شده است.

البته، در جزئیات فراوانی که اساس آن‌ها با قطعیت ثابت شده است، گروهی به حجیت ظن در آن‌ها قائل شده‌اند. اسامی این گروه را شیخ انصاری در مباحث «تنبیه الانسداد»، «تنبیهات القطع» و «تنبیهات خبر الواحد» ذکر کرده است.

اما در این ظنون، عمده توجه به مضمون و شیوه استدلال بر اساس مواد متن است. بنابراین، تراکم ظنون و تطابق متن با محکمات قطعی از ثقلین، مرجح قوی‌تری نسبت به صرف بررسی طریق صدور است.

همچنین، پذیرش مضمون از سوی بزرگان راویان و شاگردان ائمه (علیهم‌السلام) تأییدکننده این است که آن مضمون، از آموزه‌های مورد قبول ائمه (علیهم‌السلام) بوده است.

در نتیجه، صرف مرجحات صدور و دلالت، به‌عنوان کاشف، پایه و اساس معارف اعتقادی محسوب نمی‌شود، بلکه فقط به‌عنوان مؤیدات ظنی فرعی مطرح است. همچنین، اصل در تعارض روایات اعتقادی، تساقط یا حذف متون متعارض نیست، بلکه مهم‌تر از آن، تأویل و تلفیق دلالت‌های احتمالی با قرائن عقلی یا قواعد نقلی قطعی است.

دلیل این امر آن است که هرچه درجه ظن بیشتر باشد، درک اعتقادی قوی‌تری ایجاد می‌کند، حتی اگر روایتی از نظر دلالت و صدور، در ظاهر قوی‌تر باشد اما ظن کمتری ایجاد کند.

در مورد تفسیر:

تفسیر بستگی به زمینه استناد به آیات دارد؛ اگر در فقه باشد، همانند احکام فقهی بررسی می‌شود، و اگر در عقاید باشد، تابع قواعد عقیدتی است، و همین‌طور در سایر علوم دینی.

بله، اگر قواعد تفسیری عام بر حجیت ظنی تکیه کنند، قواعد تعارض در آن‌ها نیز مطرح می‌شود، وگرنه، اصل بر رجحان درجه قوی‌تر از ظن است.

در نتیجه، در باب درمان تعارض در روایات تفسیری یا عقیدتی، چاره‌ای جز حل آن نیست، اما مبنای اصلی در این موارد، قواعد عقاید و قواعد تفسیر است، نه صرفاً مرجحات تعارض یا روش‌های متداول در فقه فروع.

در مورد اخلاق و علوم روحی:

در این موارد نیز، اصل بر تحلیل معنایی و تنظیم قواعد است.

به‌ویژه اینکه این مباحث بر مبانی مقتضیات و تزاحم ملاکی متکی هستند.

البته، احوال راویان نیز برای کشف سیره متشرعه و موارد مشابه آن، مورد استفاده قرار می‌گیرد.

WhatsAppTelegramایمیل#3342
HadithShort link: alsanadfatwa.com/f/3342