أحدث الاستفتاءاتهل الأنبياء قبل بعثتهم بالنبوة أنبياء أم لا ، وهل كانوا يعلمون بأنهم سوف يبعثون بالنبوة أم لا ، وهل هناك من دليل على ذلك ؟ . ⬇️ما رأيكم حول المقال بأن كتبا مثل الكافي و البحار و غيره من التراث الشيعي معظمه غير معتبر و فاقد للحديث الصحيح والذي استخلص منه تعداد قليل نظير ما قام به الشيخ آصف المحسني و مثله ؟السلام عليكم .. انا من مقلدين السيد السيستاني هل يجوز أن اذكر الشهادة الثالثة في الصلاة بالرجوع الى سماحة الشيخ بالأحتياطهل هناك من وسيلة للإتيان بالشهادة الثالثة لمن يرجع إلى أحد الأعلام المحتاط في ذكر الشهادة الثالثة في تشهد الصلاة أو يستشكل فيها من جهة كونها كلاماً آدمياً ؟ .هل يجوز زواج المتعة من امرأة سنية المذهب علما انه يتم اخبارها انه زواج مؤقت وليس زواج متعة ، وإذا كانت هذه المرأة عمرها 45 سنة و هي تعيش مع اخوها حيث ان ابوها يعيش في بيت اخر و هذه المرأة تصرف على نفسها و تسافر و تشتري وتبيع من دون علما ابوها وهل يجوز الدخول بهادعاء الإمام علي بن الحسين عليه‏ السلام يوم عرفة
#٣٢٦٤

پرسش: آیا تفسیر به رأیِ لغویِ قرآن کریم، در‌صورتی که مطابق و ساز‌گار با اعتقادات شیعه باشد، جایز است؟ یعنی اگر شخصی بدون قطع و جزم، کلمه‌ای یا عبارتی را بر‌اساس معنای لغوی تفسیر کند و تفسیر او مخالف اعتقادات شیعه نباشد، بلکه با اعتقادات شیعه ساز‌گاری و هم‌خوانی داشته باشد و احتمال صحت تفسیر وجود داشته باشد، آیا کار (تفسیر) او جایز است؟ اگر تفسیر او در روایات و نیز در اقوال علمای سلف نیامده باشد، [ولی با اعتقادات شیعه هم ساز‌گار باشد]، آیا می‌توان حکم به جواز تفسیر آو داد؟

پاسخ:

1. تفسیر به رأی تفسیری است که فقط به استحسان و قیاس مبتنی باشد و کاملاً ذوقی باشد. به سخن دیگر، تفسیر به رأی تفسیری است که نه بر‌اساس موازین و ضوابط علوم لغوی و ادبی باشد و نه به حدیث و روایت اهل‌بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السلام) مستند باشد و شاهد و مؤیدی از دیگر آیات قرآن کریم داشته باشد و نه شاهد و قرینۀ بیّنِ عقلی داشته باشد و نه مطابق ضرورت دینی و شرعی باشد.
2. اگر تفسیر به یکی از وجوه گفته‌شدۀ بالا مستند باشد، تفسیر به رأی نیست.
3. برای صحت تفسیر، ذکر آن در اقوال علمای سلف شرط نیست. شاهد تفسیر و مؤید صحت آن در روایات ذیل آن آیه نیز منحصر نیست. چنین نیست که تفسیر فقط از یک راه تأیید و تقویت شود و آن هم آمدن آن در روایات ذیل آیه باشد. بلکه هر چیزی که صلاحیت حجیت داشته باشد مؤید تفسیر و قرینه و دلیلی بر آن خواهد بود. این‌که چه چیز‌هایی صلاحیت حجیت دارد و چه چیز‌هایی صلاحیت حجیت ندارد در بحثِ حججِ علمِ شریفِ اصولِ فقه مطرح شده‌است.
4. «تدبر» با «تفسیر» تفاوت دارد. در تدبر ما معنی یا معانی آیه را احتمال می‌دهیم. ممکن است در تدبر و احتمال معنایی ویژه، دلیل و شاهد معتبری نداشته باشیم و قرینه و شاهدی غیر‌معتبر استناد کنیم. در این صورت می‌توانیم مجموع قرائن و شواهد را کنار هم بگذاریم و مجموع قرائن و شواهد را در نظر بگیریم. با انضمام شواهد، احتمال صادق بودن معنای احتمال‌داده‌شده بالا و بالا‌تر می‌رود.
5. به سخن دیگر، گاهی شاهد و قرینه اعتبار زیادی دارد و به‌عنوان دلیل و مدرک ارائه می‌شود و ما بر‌اساس آن معنایی ویژه را برای آیه تصدیق می‌کنیم. این اعتبار تصدیقی است [و حاصل آن تفسیر است]. گاهی قرینه و شاهد ما اعتبار زیادی ندارد و به‌عنوان دلیل و مدرک مطرح نمی‌شود. در این صورت، معنایی احتمالی برای آیه تصدیق نمی‌شود و در حد احتمال باقی می‌ماند و رهاورد آن تصور است، نه تصدیق. این اعتبار تصوری است که احتما معتد‌به عقلایی دارد.
6. تدبر صرفِ طرحِ احتمال است و جزم و تصدیقی در آن نیست. شخص هنگام تدبر معنایی خاص را برای آیه تصدیق نمی‌کند.
7. با توجه به آن‌چه گذشت، تفاوت بین تدبر و تفسیر و نیز تفاوت بین تفسیر مقبول و معقول با تفسیر به رأی دانسته می‌شود. تفسیر به رأی تفسیری است که فقط بر قیاس و استحسان یا دیگر موارد غیر‌معتبر [و منهی‌عنه] مبتنی باشد و هیچ شاهد و قرینۀ معتبری آن را تأیید نکند.

WhatsAppTelegramایمیل#3264
التفسيرالرابط المختصر: alsanadfatwa.com/f/3264