پرسش: ما در زیارت جامعه میخوانیم: «مَن عَرَفَکُم فقد عَرَفَ الله، و مَن جَهِلَکُم فقد جَهِلَ الله» و همچنین «مَن أرادَ اللهَ بدأَ بِکُم»، و دیگر نصوص وحیانی مشابه که شناخت اهلبیت (ع) را وسیلهای برای شناخت خداوند متعال معرفی میکنند. ۱) فلسفه اینکه شناخت اهلبیت (ع) موجب شناخت خداوند است چیست؟ ۲) مقصود از آن شناختی که بر آن اساس معرفت خداوند مترتب میشود، کدام است؟
۱- شناخت خداوند به کنه ذات و احاطهی کامل بر او برای مخلوق محال است، و تعطیل شناخت او نیز باطل است.
۲- پس ناگزیر معرفت او منحصر میشود به آیات مخلوقه که همچون دلالت و آیینهای برای افعال و صفات و سپس ذات او هستند.
۳- هرچه مخلوقی عظیمتر باشد، آیت بزرگتری برای خالق خواهد بود.
۴- همانگونه که در آیینه، آنچه محکی است تجلی مییابد، آیات نیز چنیناند که همچون آیینهاند.
۵- و چون آیینه وسیلهی نظر به مرئی است و تجلی مرئی در آیینه ظهور میکند، پس شناخت مرئی همان شناخت مستقیم اوست، و در عین حال «به واسطهی تو تو را شناختم و تو مرا به سوی خودت راهنمایی کردی».
۶- پس درست است که گفته شود: تو را در آیینه دیدم، و نیز درست است که گفته شود: خودِ آن شیء مرئی را دیدم. از اینرو تحقق مییابد «بِکَ عَرَفتُک» و تثبیت میشود «مَن عَرَفَکُم فقد عَرَفَ الله».
۷- و چون آیات همان اسما هستند، معرفتْ در حقیقت برای مُسمّی است، و مُسمّی همان ذات الهی است به دلالت اسما.
