#3526

پرسش: امام کاظم علیه‌السلام دربارهٔ فرزندش قاسم فرمود… آن حضرت به ابوعماره گفت: «ای اباعماره! از خانه بیرون آمدم و به فرزندم علی ـ یعنی امام رضا ـ وصیت کردم، و در ظاهر فرزندانم را با او شریک قرار دادم، ولی در باطن تنها او را وصی نمودم و او را یگانه قرار دادم. و اگر امر امامت به دست من بود، آن را در قاسمِ فرزندم قرار می‌دادم، به سبب محبّت و رأفتی که نسبت به او دارم؛ ولی امر امامت به خداوند واگذار شده و او آن را در هر که بخواهد قرار می‌دهد» (اعلام الورى للطبرسی). سؤال این است: این تعبیر «اگر امر امامت به من بود قرارش می‌دادم در قاسم» چگونه تفسیر می‌شود در حالی که امام علیه‌السلام می‌داند هیچ مؤمنی با ارادهٔ خدا مخالفت نمی‌کند، چه رسد به امام معصوم؟

پاسخ:

۱. در مورد شماری از فرزندان صلبی ائمه علیهم‌السلام روایت شده که «بَدا لله» در امامت آنان واقع شد؛ مانند: محسن بن امیرالمؤمنین علیه‌السلام، فرزند بزرگ امام حسین علیه‌السلام، اسماعیل بن امام صادق علیه‌السلام، محمد بن امام هادی علیه‌السلام، و حتی در مورد ابراهیم فرزند پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله آمده که اگر زنده می‌ماند پیامبر می‌شد، با اینکه پس از پیامبر، پیامبری نیست. و نیز همین‌گونه دربارهٔ دیگر فرزندان ایشان از نسل مستقیمشان نقل شده است.

۲. این متون با روایات قطعیِ متواتر که عدد و نام و شخصیت دوازده امام را با صراحت تعیین می‌کند، هیچ تعارضی ندارد؛ زیرا آن دسته روایات در مقام بیان «قابلیت» و «اهلیت» برخی از فرزندان ائمه برای مقام امامت هستند، هرچند در رتبهٔ دوازده امام قرار نگیرند. می‌توان آنان را «در مرتبهٔ پس از ائمهٔ دوازده‌گانه» تعبیر کرد.

۳. در زیارت امیرالمؤمنین علیه‌السلام تعبیر «الأئمة المستودَعین» در برابر «الأئمة الراشدین» وارد شده است؛ و این شاید شبیه تعبیر «ایمان مستعار» در مقابل «ایمان مستقر» باشد.

۴. محبّت امام کاظم علیه‌السلام نسبت به امام شدن قاسم، نظایر فراوانی دارد؛ مانند محبّت امام صادق علیه‌السلام به امامت اسماعیل. این امور به معنای مخالفت با مشیت الهی نیست، بلکه ناظر به بیان قابلیت‌ها و زمینه‌های موجود در آنان است.

۵. ارادهٔ امام صادق و امام کاظم علیهماالسلام تجلی و ظهور ارادهٔ الهی است؛ و بیان «تعدد ارادهٔ الهی» همانند آن چیزی است که در «بداء تکوینی» رخ می‌دهد. مثلاً برای مرگ شخصی اجلی مقدّر می‌شود، اما او صدقه می‌دهد یا صلهٔ رحم می‌کند و خداوند عمرش را به اراده‌ای حاکم بر ارادهٔ پیشین طولانی می‌کند. این امر برای نشان دادن توازن مقتضیات و غلبهٔ مقتضی قوی‌تر است؛ از این رو دربارهٔ آنان آمده که «بدا لله» در امامت‌شان.

۶. همچنین همانند روایاتی که می‌گویند برای یک شخص چند اجل مقدر است؛ آیا این موجب تزاحم یا تنافی در مشیت و ارادهٔ الهی می‌شود؟ هرگز. بلکه بیانگر تزاحم یا تعادل مقتضیات و تقدّم مقتضی قوی‌تر است.

WhatsAppTelegramایمیل#3526
ImamateShort link: alsanadfatwa.com/f/3526