أحدث الاستفتاءاتهل الأنبياء قبل بعثتهم بالنبوة أنبياء أم لا ، وهل كانوا يعلمون بأنهم سوف يبعثون بالنبوة أم لا ، وهل هناك من دليل على ذلك ؟ . ⬇️ما رأيكم حول المقال بأن كتبا مثل الكافي و البحار و غيره من التراث الشيعي معظمه غير معتبر و فاقد للحديث الصحيح والذي استخلص منه تعداد قليل نظير ما قام به الشيخ آصف المحسني و مثله ؟السلام عليكم .. انا من مقلدين السيد السيستاني هل يجوز أن اذكر الشهادة الثالثة في الصلاة بالرجوع الى سماحة الشيخ بالأحتياطهل هناك من وسيلة للإتيان بالشهادة الثالثة لمن يرجع إلى أحد الأعلام المحتاط في ذكر الشهادة الثالثة في تشهد الصلاة أو يستشكل فيها من جهة كونها كلاماً آدمياً ؟ .هل يجوز زواج المتعة من امرأة سنية المذهب علما انه يتم اخبارها انه زواج مؤقت وليس زواج متعة ، وإذا كانت هذه المرأة عمرها 45 سنة و هي تعيش مع اخوها حيث ان ابوها يعيش في بيت اخر و هذه المرأة تصرف على نفسها و تسافر و تشتري وتبيع من دون علما ابوها وهل يجوز الدخول بهادعاء الإمام علي بن الحسين عليه‏ السلام يوم عرفة
#٣٠٨٠

پرسش: 1. در قرآن کریم و هم‌چنین در روایات و زیارات، با ادبیات «صدّیق» و «صدّیقه» رو‌به‌روییم. آیا «صدّیق» مقامی خاص است یا هر فردی با عمل کردن می‌تواند صدّیق شود؟ 2. «صدّیق» اعم از این‌که مقامی خاص باشد یا نه، چه معنایی دارد؟ 3. در زیارت صدیقۀ طاهره، حضرت فاطمۀ زهرا (سلام‌الله‌علیها)، آمده‌است: «فَإِنَّا نَسْأَلُكِ إِنْ كُنَّا صَدقْنَاكِ إِلَّا أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِيقِنَا لَهُمَا». دال در «صَدقْنَاكِ» مشدد است یا نه و چرا؟

پاسخ:

1. کمالات و فضائل عام‌اند و هر کسی می‌تواند به کمال‌ها و فضلیت‌ها متصف شود، ولی هر کمال و فضیلتی دارای مراتب و درجه است و قلۀ مراتب و درجات به اصطفا و برگزیدگی ختم می‌شود [و اصطفا و برگزیدگی عام و همگانی نیست].
2. مقام اصطفا و برگزیدگی آخرین مراتب کمال‌ها و فضیلت‌ها‌ست، ولی خود این مقام دارای مراتب و درجات فراوان است. برگزیدگان الهی از دیگران برتر‌ند، ولی چنین نیست که همۀ برگزیدگان الهی در یک حد و یک سطح باشند! مقام برگزیدگان با هم متفاوت است. برخی بالا و والا و برخی بالا‌تر و والا‌تر‌ند، همان‌طوری که دیگر افراد نیز در یک سطح از کمالات و فضائل نیستند و در کمال و فضلیت، با هم تفاوت دارند.
3. در‌بارۀ مراتب مختلف کمال و فضیلت می‌توان گفت برخی درجات و مراتب آن اکتسابی است و برخی درجات و مراتب آن اعطاییِ لدنی است و برخی مراتب آن اعطاییِ اصطفایی (برگزیدگی) است. [مراتبِ اعطاییِ اصطفایی نیز لدنی‌اند (من‌عند‌الله هستند)، ولی بر‌تر از قسم قبل و مختص به برگزیدگان الهی‌اند.]
4. مراتب و درجات اعطاییِ لدنیِ اصطفایی مختص برگزیدگان الهی و از دسترس دیگر افراد خارج است. افراد عادی نمی‌توانند به درجات و مراتب اعطاییِ لدنیِ اصطفایی دست یابند، ولی مراتب و درجاتِ اعطاییِ لدنیِ ملکوتی (غیر‌اصطفایی) برای دیگران نیز ممکن است و همه، به شرط مجاهدت و رعایت تقوای الهی و عمل به وظائف و تکالیف دینی، می‌توانند به این مراتب و درجات برسند. این سخن در‌بارۀ مراتب و درجاتِ اعطاییِ لدنیِ ملکوتیِ علم و حکمت صادق است و مقام «صدّیق» و «صدّیقه» و نیز مقام حضور لدنی نیز همین حکم را دارد، همان‌طوری که بلعم باعورا به برخی از این مراتب و درجات رسیده بود.
5. همان‌طوری که اکتساب کمالات و فضائل لدنی ملکوتی (غیر‌اصطفایی) ممکن است، سلب شدن و از دست دادن آن‌ها نیز ممکن است. همان‌طوری که شخص با مجاهدت و تقوای الهی به کمالات و فضائل لدنی ملکوتی (غیر‌اصطفایی) دست می‌یابد، با به عقب برگشتن و با از دست دادن تقوا و با سر باز زدن از انجام وظائف، از دست می‌روند. این سخن نه‌تنها در‌بارۀ کمالات و فضائل لدنی ملکوتی (غیر‌اصطفایی) صادق است، بلکه در‌بارۀ کمالات و فضائل لدنی اصطفایی نیز صدق می‌کند. گاهی برخی برگزیدگان الهی در‌اثر ترک اولی برخی مقامات و درجات اصطفائی خود را از دست داده‌اند.
6. «صدق» و «صدّیق» و «صدّیقه» مقامی والا و بلند و اعم از اصطفایی و غیر‌اصطفایی است. برخی مراتب و درجات آن اصطفایی و دور از دسترس افراد عادی است و برخی مراتب و درجات آن غیر‌اصطفایی و برای افراد عادی، ممکن است.
7. حضرت حق تعالی می‌فرماید:
«وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ أُولَٰئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَالشُّهَدَاءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ؛
ترجمه: کسانی که به خدا و رسولانش ایمان آوردند، آن‌ها صدّیقین و شهدا نزد پروردگار‌شان‌اند. برای آنان است پاداش (اعمال)‌شان و نور (ایمان)‌شان (سورۀ مبارکۀ حدید، آیۀ شریفۀ نوز‌ده).»
دسته‌ای از روایات در تفسیر این آیۀ شریفه وارد شده‌است. برقی در «محاسن»، باب «مؤمن صدّیق و شهید است»، نقل کرده‌است:
«عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْجَعْفَرِيِّ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ مَرْوَانَ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ حَصِيرَةَ عَنْ زَيْدِ بْنِ أَرْقَمَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ (عَلَیهِما السَلامُ) قَالَ: مَا مِنْ شِيعَتِنَا إِلَّا صِدِّيقٌ شَهِيدٌ! قَالَ: قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ، أَنَّى يَكُونُ ذَلِكَ وعَامَّتُهُمْ يَمُوتُونَ عَلَى فِرَاشِهِمْ؟! فَقَالَ: أَ مَا تَتْلُو كِتَابَ اللَّهِ فِي الْحَدِيدِ: “وَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ أُولئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَالشُّهَداءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ”؟ قَالَ: فَقُلْتُ: كَأَنِّي لَمْ أَقْرَأْ هَذِهِ الْآيَةَ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ قَطُّ. قَالَ: لَوْ كَانَ الشُّهَدَاءُ لَيْسَ إِلَّا كَمَا تَقُولُ لَكَانَ الشُّهَدَاءُ قَلِيلا؛
ترجمه: زید‌بن ارقم از حسین‌بن علی، حضرت ابا‌عبد‌الله (علیه‌السلام)، روایت کرده‌است که حضرت فرمود: همۀ شیعیان ما «صدّیق» و «شهید» هستند. راوی می‌گوید به حضرت (علیه‌السلام) عرض کردم: چگونه ممکن است همۀ شیعیان صدّیق و شهید باشند در حالی که بیش‌تر آن‌ها در رخت‌خواب و به مرگ طبیعی از دنیا می‌روند؟! حضرت (علیه‌السلام) فرمود: آیا سخن خداوند تبارک و تعالی را در سورۀ حدید ندیده‌ای؟ خداوند در سورۀ حدید می‌فرماید: «کسانی که به خدا و رسولانش ایمان آوردند، آن‌ها صدّیقین و شهدا نزد پروردگار‌شان‌اند. برای آنان است پاداش (اعمال)‌شان و نور (ایمان)‌شان». راوی می‌گوید: عرض کردم گویا من تا‌به‌حال با این آیه بر‌خورد نداشته‌ام!حضرت فرمود: مطابق گفتۀ تو، مصادیق شهدا [در آیۀ شریفه] افراد قلیلی خواهند بود.
در روایتی دیگر، ابو‌یوسف، یعقوب‌بن یزید از محمد‌بن ابی‌عمیر و او هم از عمرو‌بن عاصم و او هم از منهال قصاب روایت می‌کند که به حضرت امام صادق (علیه‌السلام) عرض کردم: به درگاه حضرت حق دعا کن که شهادت را نصیب من گرداند. حضرت صادق (علیه‌السلام) فرمود: مؤمن هر‌گاه بمیرد، شهید محسوب می‌شود. مگر سخن خداوند تبارک و تعالی را نشنیده‌ای که فرموده‌است:
«وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ أُولَٰئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَالشُّهَدَاءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ؛
ترجمه: کسانی که به خدا و رسولانش ایمان آوردند، آن‌ها صدّیقین و شهدا نزد پروردگار‌شان‌اند».
این دو روایت در تبیین و تفسیر آیۀ شریفه وارد شده‌است و غیر از این دو، روایات دیگری نیز در این معنا از اهل‌بیت (علیهم‌السلام) وارد شده‌است.
8. از ادله بر‌می‌آید که «صدّیق» و «شهید» دو مقام کمالی و فضیلتی والا و عام دارای مراتب مختلف است که مراتب و درجات برین و والای این دو کمال و فضیلت تا مقام اصطفا و برگزیدگی بالا می‌رود.
9. «صدّیق» و «شهید» دو مقام کمالی و فضیلتی دارای مراتب است. برخی از مراتب و درجات این دو مقام عام و در دسترس همگان است و برخی از مراتب و درجات آن مختص به مقام اصطفا و برگزیدگی است. فقط برگزیدگان الهی به درجات مختص به مقام اصطفا متصف می‌شوند.
10. «صدّیق» و «صدّیقه» مقامی است که شخص به وسیلۀ صدق و راستی با حضرت حق به این مقام می‌رسد و صدق و راستی با خدای سبحان با اطاعت از او حاصل می‌شود. کسی که با تمام وجود، با جوارح و جوانح، از حضرت حق تعالی اطاعت کند به مقام «صدق مع‌الله» رسیده‌است و «صدّیق» یا «صدّیقه» است. «صدق مع‌الله»، هم دربارۀ جوارح، [مثل دست و پا و چشم و..]، مطرح است و هم دربارۀ جوانح، مانند قلب و جان. صدق قلب همان اقبال به حضرت حق تعالی است.
11. آن‌چه در زیارت حضرت فاطمۀ زهرا (سلام‌الله‌علیها) وارد شده‌است (إِنْ كُنَّا «صَدَّقْنَاكِ»)، ظاهراً مشدد است، هر‌چند مشدد نبودن آن هم توجیه دارد و غلط نیست.

WhatsAppTelegramایمیل#3080
التفسيرمقامات أهل البيت (عليهم السلام)الرابط المختصر: alsanadfatwa.com/f/3080